ضرورت شناسایی و درمان رفتارهای غیرمتعارف کودکان با تشکیل «پرونده سلامت روانی»

[ad_1]

ضرورت شناسایی و درمان رفتارهای غیرمتعارف کودکان با تشکیل «پرونده سلامت روانی»

به گزارش میگنا دکتر مجید ابهری در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به حادثه قتل آتنا و حوادث مشابه افزود: این بیماران روانی به دلیل گذشته سیاه و تلخی که در دوران نوجوانی و جوانی داشته‌اند در دوران بزرگسالی نیز نتوانسته‌اند رفتارهای سالمی از خود بروز دهند.

این رفتارشناس و  آسیب‌شناس اجتماعی گام اول در پیشگیری از وقوع این حوادث را شناسایی افراد پرخطر دانست و ادامه داد: اجرای دوره‌های روان‌درمانی، روانکاوی، تخلیه روانی و تحت نظر داشتن این افراد می‌تواند از وقوع فجایع مشابه جلوگیری کند.

ابهری با اشاره به اهمیت آموزش خانواده‌ها در شناسایی این افراد گفت: آموزش خانواده‌ها برای شناسایی این افراد می‌تواند کمک موثری برای تشخیص بیماری آنها کند. متخصصان توصیه می‌کنند که از دوران 4 یا 5 سالگی پرونده روانی یا رفتاری تشکیل شده و با رشد افراد نیز این پرونده تکمیل شود.

وی با اشاره به اینکه افراد مبتلا به بیماری پدوفیلیا (میل جنسی به کودکان) به راحتی قابل شناسایی نیستند و تنها متخصصان می‌توانند این افراد را تشخیص دهند، عنوان کرد: با تشکیل پرونده سلامت روانی، خانواده‌ها می‌توانند کودکانی که تمایلات جنسی افراطی دارند و یا از خود رفتارهای خشونت‌آمیز بروز می‌دهند را شناسایی و هرچه سریع‌تر نسبت به درمان آنها اقدام کنند.

این آسیب‌شناس اجتماعی عوامل متعددی را در وقوع قتل آتنا موثر دانست و اظهار کرد: در مورد قتل آتنا و سایر موارد مشابه، خانواده‌ها با همراه کردن زیورآلات کودک و یا استفاده از لباس‌های غیرمتعارف، آنها را تبدیل به طعمه‌ای برای افراد بیمار می‌کنند. اگرچه این قربانیان کودک هستند، اما برای بیماران مبتلا به پدوفیلیا هر یک از این عوامل می‌تواند منجر به بروز خشونت به این کودکان شود.

ابهری با تاکید بر اینکه کودک آسیب دیده باید بلافاصله تحت درمان روانکاوی قرار بگیرد، گفت: بعد از مراجعه به روانشناس و جلوگیری از تحقیر و تمسخر کودک می‌توان او را از آسیب‌های بعدی حفظ کرد و آینده وی را نجات داد.

وی با اشاره به نقش نهادهای فرهنگی و متولی برنامه‌ریزی اوقات فراغت کودکان در جلوگیری از بروز چنین اتفاقاتی اضافه کرد: با برنامه‌ریزی‌های آموزشی و تفریحی برای کودکان می‌توان فضایی سالم و بدون خطر برای رشد و پرورش آنها فراهم کرد اما در صورتی که برای کودکان سرگرمی‌های سالم و کم هزینه وجود نداشته باشد، کودکانی مانند آتنا مجبور می‌شوند به محل کار پدر و مادرشان بروند و در معرض انواع آسیب ها قرار بگیرند. در کشورهای پیشرفته نیز نظارت‌های اجتماعی در کنار برنامه‌ریزی‌های آموزشی و حمایتی کودکان به طور همزمان دنبال می‌شود.

این  آسیب‌شناس اجتماعی با تاکید بر اینکه کودکان نمی‌بایست به طور مستقیم در معرض اخبار مربوط به قتل و تجاوز قرار بگیرند، عنوان کرد: به دلیل سیطره رسانه‌ها و پخش شدن این اخبار، نمی‌توان کودکان را به طور کامل از این مسائل دور نگه داشت به همین دلیل خانواده‌ها باید به زبان ساده این مسائل را برای آنها توضیح دهند به طوری که فضای فکری کودکان دچار تشویش نشود.

ابهری در پایان با اشاره به شیوه‌ صحیح ارائه آموزش‌های خودمراقبتی به کودکان گفت: با توجه به اینکه کودکان و نوجوانان در دوران رشد هستند باید به زبان ساده و قابل فهم آموزش‌های خودمراقبتی را به آنها ارائه داد.

 

 

کلمات کليدی: آزار جنسی،خودمراقبتی،پدوفیلیا،دکتر مجید ابهری

[ad_2]

لینک منبع

ظرفیت ثبت‌نام در رشته علوم تجربی محدود است

[ad_1]

به گزارش تسنیم، پس از حواشی ایجادشده در رابطه با انتخاب رشته در سال تحصیلی گذشته، وزارت آموزش‌وپرورش امسال نسبت به اعمال تغییراتی در شیوه‌نامه هدایت تحصیلی اقدام کرده است، در همین رابطه وجه تمایز جدی هدایت تحصیلی امسال با سال گذشته جنبه توصیه‌ای بودن آن است و دانش‌آموزان برای ورود به رشته تحصیلی اجبار نمی‌شوند.

ملاک‌های هدایت تحصیلی عبارتند از: عملکرد تحصیلی (35 امتیاز)،  آزمون‌­های مشاوره‌­ای (30 امتیاز)، نظر دانش‌­آموز (10 امتیاز)،  نظرخواهی از دبیران (10 امتیاز)، نظر مشاور (10 امتیاز) و نظر خواهی از والدین (5 امتیاز).

ورود به هر یک از شاخه­‌ها و رشته­‌های تحصیلی منوط به کسب حد نصاب (کف) نمرات دروس تخصصی پایانی نوبت دوم (خرداد ماه) مربوط به آن رشته است. به‌عبارت دیگر در صورت عدم کسب حداقل میانگین دروس تخصصی در رشته­‌های مربوط، سایر عوامل و ملاک‌های هدایت­ تحصیلی دانش‌­آموز مبنای محاسبه قرار نمی‌‌گیرد همچنین نمرات پایه‌های هفتم و هشتم ضریب یک دارد اما در پایه نهم، نمرات از ضریب 3 برخوردار است.

برای ورود به رشته تجربی باید نمره علوم تجربی 14 و ریاضی 13، در رشته ریاضی نمره ریاضی 14 و علوم 13 و ردر شته انسانی نمرات دروس ادبیات فارسی 14، مطالعات اجتماعی 13 و عربی 12 باشد.

در همین رابطه، مسعود شکوهی مدیرکل امور تربیتی و مشاوره وزارت آموزش وپرورش در خصوص هدایت تحصیلی دانش‌آموزان اظهار کرد: براساس مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش شیوه نامه‌ای برای انتخاب رشته دانش‌آموزان تهیه شد و براساس نظام جدید تحصیلی، انتخاب رشته از پایه دهم به پایه نهم منتقل شد.

وی افزود: برای هدایت تحصیلی و ورود به رشته‌های مختلف نیاز است تا دانش‌آموز حدنصاب نمره لازم را کسب کند و در رشته‌های علوم تجربی، علوم ریاضی و علوم انسانی برخی دروس اصلی هستند و نیاز است دانش‌آموز برای ورود به این رشته‌ها حدنصاب نمره را کسب کند.

مدیرکل امور تربیتی و مشاوره وزارت آموزش و پرورش گفت: برای دانش‌آموزان دو نمونه برگ شماره 6 و 7 در زمینه هدایت تحصیلی صادر شده است که فرم شماره 6 توصیه‌های مشاوره‌ای بوده و هیچ الزامی برای ثبت‌نام دانش‌آموزان وجود ندارد. در این فرم براساس بررسی‌های مشاوره‌ای و آزمون‌های رغبت و استعداد، نظر معلمان، نظر مشاور مدرسه، نظر دانش‌آموز و خانواده و عملکرد تحصیلی، مشاور به دانش‌آموز توصیه می‌کند بهتر است به چه رشته‌ای برود.

شکوهی ادامه داد: ممکن است دانش‌آموزی توصیه مشاور را نپذیرد که در این مرحله براساس فرم شماره 7 یعنی نمراتی که در نوبت دوم پایه‌های هفتم، هشتم و نهم کسب کرده‌ است به رشته تحصیلی هدایت می‌شود و داوطلبانی که بالاترین نمره را کسب کرده‌اند براساس ظرفیت در مدارس ثبت‌نام می‌کنند.

وی با اشاره به اینکه ملاک عمل در انتخاب رشته فرم شماره 7 است، افزود: دانش‌آموزان به گروه‌های الف، ب، ج و د تقسیم بندی شده‌اند و آنهایی که گروه الف هستند در همان هفته نخست می‌توانند برای ثبت‌نام به مدارس مراجع کنند.

مدیرکل امور تربیتی و مشاوره وزارت آموزش و پرورش مطرح کرد: ممکن است در یک منطقه هزار نفر ظرفیت برای رشته تجربی وجود داشته باشد که اگر ظرفیت تکمیل شد و دانش‌آموزی همچنان اصرار داشت که در رشته تجربه ثبت‌نام کند می‌تواند به مدارس غیردولتی مراجعه کند چرا که مدارس دولتی در رشته تجربی با مشکل محدودیت و ظرفیت مواجه هستند.

وی بیان کرد: آموزش و پرورش به لحاظ نیروی انسانی، فضا و تجهیزات ظرفیت محدودی دارد از سوی دیگر متقاضیان رشته تجربه زیاد است و حتی برخی دانش‌آموزان که استعداد کافی ندارند براساس تب جامعه اصرار به تحصیل در رشته تجربی دارند درحالی که ظرفیت پذیرش دانشگاه‌ها در رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی کمتر از 15 هزار نفر است یعنی از یک کلاس 30 نفره تنها یک نفر می‌تواند در رشته پزشکی دانشگاه سراسری یا آزاد پذیرفته شود.

وی ادامه داد: برای ثبت‌نام دانش‌آموزان در رشته فنی و حرفه‌ای و کاردانش مشکل چندانی نداریم و فضا موجود است. اما ممکن است برای برخی رشته‌ها در هنرستان‌ها امکانات کافی وجود نداشته باشد.

وی گفت: نمایندگان مجلس در برنامه ششم توسعه مصوب کرده‌اند که 50 درصد دانش‌آموزان باید به هنرستانها بروند اما باید برای تحقق این هدف تأمین اعتبار لازم برای تجهیز هنرستان‌ها انجام شود.

کلمات کليدی: ظرفیت مدارس دولتی،رشته تجربی،هدایت تحصیلی،مسعود شکوهی

[ad_2]

لینک منبع

پیشگیری، حلقه مفقوده آسیب‌‌های اجتماعی

[ad_1]

پیشگیری، حلقه مفقوده آسیب‌‌های اجتماعی

به گزارش ميگنا به نقل از آناج، هر عمل یا رفتاری که جامعه را دچار بی‌‌‌‌‌نظمی کند و نیز پیش بینی باورها را به هم بریزد آسیب اجتماعی محسوب می‌‌‌‌شود. به عبارتی دیگر هر چیزی که باعث نگرانی افراد در حوزه عمومی و خصوصی شود جامعه با آسیب اجتماعی مواجه شده است. در حال حاضر اعتیاد، طلاق، خشونت‌های خانگی، فرار از منزل، اقدام به خودکشی، زنان خیابانی، کودکان کار و … بیشترین آسیب‌های اجتماعی کشور را تشکیل می‌دهند.

آسیب‌‌‌‌‌های اجتماعی مهمترین دغدغه کنونی جامعه ایرانی است. این آسیب‌‌‌‌ها را می‌‌‌توان در همه جا دید. چه در راهروهای دادگستری باشد و چه در کف خیابان. نمی‌‌‌توان از این موضوع به سادگی عبور کرد و نگران آینده این جامعه نبود.

مگر می‌‌‌شود این واقعیت تلخ را نادیده انگاشت و یا آن را از افکار عمومی پنهان کرد. صفحه حوادث روزنامه‌‌‌‌ها را که ورق بزنیم مشاهده می‌‌‌کنیم روزانه چندین طلاق، قتل، سرقت، قاچاق، انحرافات جنسی و غیره رخ می‌‌‌دهد. با نگاه به این صفحات تنها عکس العملی که از طرف خواننده بروز می‌‌‌کند احساس تاسف و شاید در ادامه، بازگو کردن آن در محافل عمومی و خصوصی است.

شواهد موجود در جامعه حاکی از این واقعیت است که در دهه اخیر، فرسایش شدیدی در سرمایه اجتماعی هم در درون خانواده و هم در جامعه روی داده است. به علاوه، جامعه شدیداً درمعرض تهاجم فردگرایی قرار گرفته که براساس آن منافع فردی بر مصالح جمعی تقدم یافته است.

نتایج تحقیقات اجتماعی بیانگر این واقعیت است که بین نابرابری درآمد و جرایم رابطه کاملا قوی وجود دارد. بنابراین سلامت جامعه و تعالی آن نیازمند ریشه کن کردن فقر و نابرابری می‌‌‌باشد و عدم توجه به این امر، دیر یا زود به زنجیره عدم تعادل‌‌‌‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصای می‌‌‌‌انجامد و این عدم تعادل‌‌‌ها خود به موانع نفوذ ناپذیری بر سر راه رشد اقتصادی تبدیل می‌‌‌شود که جرم و جنایت را در جامعه افزایش خواهد داد.

واقعیت این است که کانون خانواده‌ به عنوان مهمترین اصل در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی مطرح هستند. اگر بتوانیم به هر بهایی این کانون را حفظ کنیم، مهمترین قدم در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی را برداشته‌ایم، زیرا فروپاشی کانون خانواده، منشأ بسیاری از آسیب‌های اجتماعی است.

 آسیب‌‌‌‌های اجتماعی ماهیتی زنجیروار دارند؛ برای مثال اعتیاد به همراه خود طلاق، کودک آزاری، خودکشی و ایدز می‌‌‌‌آورد، خشونت خانوادگی منتج به فرار و مسائل اخلاقی دیگر می‌‌‌شود. آسیب‌‌‌های اجتماعی در پی هم می‌‌آیند و یکی دیگری را سبب می‌‌‌شود.

شکاف بین نسلی یکی دیگر از آسیب‌‌‌هایی است که در بیشتر خانواده‌‌‌ها نمایان است. متاسفانه متوسط گفت‌‌وگوی اعضای خانواده‌‌‌های ایرانی با هم به 15 دقیقه رسیده است چون شبکه‌‌‌های اجتماعی، تلویزیون و اینترنت جای ارتباط‌‌‌های مستقیم میان مردم را گرفته‌‌‌اند و حاصل این وابستگی بی قید و شرط به مظاهر تکنولوژی، متزلزل شدن روابط اعضای خانواده و متزلزل شدن بنیاد آن است.

جامعه ایرانی در گذار از سنت به مدرنیته در حال پوست اندازی است برای واکسینه کردن این جامعه از انواع آسیب‌‌‌‌‌ها توجه به بهداشت روانی جامعه و آموزش مهارت‌‌های زندگی ضروری به نظر می‌‌رسد. آسیب‌‍‌های اجتماعی در انواع آن باید ریشه یابی و با آن برخورد علمی و فرهنگی صورت گیرد. باید تاکید و عمل به ارزش‌‌های دینی و ملی در جامعه پررنگ‌‌تر باشد و نشاط اجتماعی به جامعه تزریق گردد و به تبع آن سرمایه های فراموش شده اجتماعی دوباره احیا گردند.

نگارنده: طاهر خیری

[ad_2]

لینک منبع

هم خانواده آتنا و هم خانواده قاتل نیاز به حمایت روانی دارند/ مرگ تدریجی دو خانواده

[ad_1]

روزنامه وقایع اتفاقیه نوشت: سایه ترس بر پارس‌آباد مغان سنگینی می‌کند؛ ترسی که اهالی را بر آن داشته تا هر لحظه درباره آتنا و قاتلش صحبت کنند.

شايعاتي که از اعترافات احتمالي قاتل آتنا خبر مي‌دهد و زمزمه‌هايش از گوش هيچ‌کدام از اهالي در امان نمي‌ماند. «اسماعيل از همسرش طلاق گرفته، معتاد است، در پارکينگ خانه‌اش مواد قايم مي‌کرده، بعد از همسر اولش با زن ديگري ازدواج مي‌کند و…» خبرهايي که دردش بيشتر از همه خانواده آتنا و خانواده قاتل را رنج مي‌دهد. مردمي که بي‌خبر از حال خانواده‌ها، درد را به خانواده مقتول تزريق مي‌کنند و بي‌توجه به وضعيت آنها قضاوتشان مي‌کنند. خانواده‌هايي که بازماندگان اين اتفاق هستند و ناديده گرفته شده‌اند؛ پدر آتنا که خواستار سنگسار شده و خانواده قاتل که از دست آزارهاي مردم شهر، شبانه آنجا را ترک کرده‌اند. وضعيتي که آسيب‌هاي رواني را در درازمدت عميق مي‌کند و هيچ قانون حمايتي‌اي شرايط رواني آنها را تضمين نمي‌کند.

اطلاع‌رساني نادرست و واکنش‌هاي احساسي
در حوادث و بحران‌ها معمولا به آنچه بي‌توجهي مي‌شود، وضعيت بازماندگان است، به‌طوري‌که پدر آتنا خواستار سنگسار مي‌شود و خانواده قاتل، شبانه شهر را ترک مي‌کنند.
درهمين‌ميان ليلا ارشد، مددکار اجتماعي به «وقايع‌اتفاقيه» مي‌گويد: «تا وقتي نگاهي وجود دارد که مي‌گويد بايد همه‌چيز را پنهان کنيم، اطلاع‌رساني نکنيم و مردم نشنوند، مردم را در شرايطي قرار مي‌دهيم که احساساتي برخورد کنند و احساساتي تصميم بگيرند؛ تا زماني که اطلاع‌رساني کافي نباشد مردم خودشان تصميم مي‌گيرند که چطور رفتار کنند. وظيفه دولتمردان و پليس اين است که اتفاق‌هاي اين‌چنيني را با جزئيات و هر لحظه براي مردم مخابره کنند تا مردم در تصميم‌گيري‌ها مداخله نکنند.
اين اطلاع‌رساني بايد طوري باشد که مردم بدانند اگر شخصي مثل قاتل آتنا گناهي مرتکب شده، اين گناه دامنگير زن و بچه و خانواده‌اش نيست. در اين حادثه هم خانواده آتنا و هم خانواده قاتل آتنا نيازمند دريافت حمايت‌هاي رواني و عاطفي هستند.» ارشد با اشاره به اينکه اگر مردم را «خودي» بدانيم و آنها را در جريان اتفاقات و حوادث بگذاريم، گفت: «مردم احساس مي‌کنند کاري در حال انجام و اين اتفاق در حال پيگيري است. همه‌جاي دنيا اتفاقات لحظه‌به‌لحظه مخابره مي‌شود ولي در ايران مردم وقتي در جريان اتفاق قرار مي‌گيرند که فرد مجرم دستگير شده باشد. در محله‌اي که آتنا زندگي مي‌کرده، اهالي محل به محض ربوده‌شدن او در جريان قرار گرفتند و پليس و رسانه‌ها چندين روز بعد اين اتفاق را مخابره کردند. در اين شرايط احساسي، طبيعي است که مردم نسبت به مسئولان بي‌اعتماد شوند و خودشان تصميم بگيرند.»

جاي خالي قوانين حمايتي براي بازمانده‌ها
اين مددکار اجتماعي در ادامه با اشاره به جاي خالي قوانين حمايتي و نبود آموزش براي کودکان و همچنين خانواده‌هاي قرباني مي‌گويد: «جرياني که براي آتنا و ستايش اتفاق افتاد، بسيار تلخ و دردناک بود؛ ما بايد از نهادهاي قانون‌گذار بخواهيم که آموزش و مهارت را براي کودکانمان داشته باشيم. علاوه‌براينکه قانون‌هاي حمايتي براي کودکان که آسيب‌پذيرترين قشر هستند، لازم است، اين قوانين بايد براي خانواده‌ها و بازماندگان اين قبيل اتفاقات اجرايي شود. درهمين‌راستا براي جلوگيري از اين اتفاقات بايد بانک اطلاعاتي جامع و کاملي از کودک‌آزاري و خشونت‌هاي اين‌چنيني داشته باشيم تا نظارت و مراقبت از اين افراد موجب جلوگيري از تجاوز و آزارهاي بعدي شود. قاتل آتنا سابقه‌دار بود و پيش‌ازاين چند نفر ديگر را کشته بود؛ اگر اين بانک را داشتيم هيچ‌وقت آتنا قرباني نمي‌شد و الان زنده بود. به‌هر‌حال آتنا کشته شده و ديگر نيست و خانواده هر دو طرف نيازمند دريافت خدمات روان‌شناسي و مددکاري اجتماعي هستند. خانواده‌ها دراين‌شرايط نيازمند توجه و مشاوره هستند. در بسياري از اوقات آنها هيچ نقشي در اتفاقات رخ‌داده ندارند ولي آسيبي که متوجه آنها مي‌شود، خيلي بيشتر خواهد بود. توجه به بازمانده‌ها فقط در موارد مشابهي مثل آتنا و ستايش نيست. در حادثه پلاسکو و زلزله بم نيز ما شاهد اين وضعيت بوديم؛ بازمانده‌هايي که فکر مي‌کردند چون کار بدي کرده‌اند، عزيزانشان را از دست داده‌اند و براي تقاص رفتارها و کارهاي بدشان زنده مانده‌اند.»

فقط مي‌خواهم قاتل اعدام شود
پدر آتنا فقط يک چيز مي‌خواهد و آن اعدام است. «حال مادرش خوب نيست. حال هيچ‌کداممان خوب نيست. خواسته ما اين است که قاتل سريع اعدام شود. اميدوارم هرچه زودتر پيگيري پرونده را تمام کنند و قاتل دخترم را به ‌سزاي اعمالش برسانند.» مادر آتنا هم حال خوشي ندارد. «شايد باورتان نشود در اين يک ماه که بچه گم شده بود، از ساعت ٦ صبح بيدار مي‌شدم و تا شب همه شهر را مي‌گشتيم. با خواهرهايمان براي پيداکردن آتنا مي‌رفتيم و حتي به يافتن ردي از او خوشحال بودم. سطل‌هاي زباله را هم گشتم بلکه ردي از دخترم پيدا کنم و نشد تا اينکه به من خبر دادند جسدش را در خانه اسماعيل پيدا کرده‌اند.» او از تلاش براي پيداکردن آتنا گفته است: «عکس‌هاي آتنا را همه‌جاي شهر چسبانديم و از همه مردم درخواست کمک کرديم. به‌همين‌خاطر است که مردم تحت‌تأثير قتل بي‌رحمانه دخترم قرار گرفتند. من خانواده اسماعيل را نمي‌شناسم اما آن‌طور که نزديکانم مي‌گويند، مادر و خواهر اسماعيل در مراسم دعايي که هر شب براي دخترم مي‌گرفتيم که پيدا شود، آمده بودند و مادرش بسيار دعا کرده بود رباينده آتنا پيدا شود. آتنا تازه پيش‌دبستاني را تمام کرده بود و آرزو‌هاي بزرگي داشت. هربار که مي‌ديد پدرش به‌خاطر دستفروشي به زحمت مي‌افتد، مي‌گفت: من ديگر بزرگ شدم؛ چند سال ديگر صبر کنيد درس مي‌خوانم و شغلي پيدا مي‌کنم؛ ديگر لازم نيست پدرم دستفروشي کند. خودم کار مي‌کنم و همه‌چيز را درست مي‌کنم.»

مردم حساب ما را از او جدا کنند
مادر متهم در گفت‌و‌گو با ايسنا گفته بود: «با اينکه پسر من قاتل است اما خوشحالم که خودمان توانستيم جسد را پيدا کنيم و به پليس براي روشن‌شدن قضيه کمک کنيم. همسايه‌ها ما را خيلي اذيت مي‌کنند. من به امام‌جمعه پارس‌آباد گفته‌ام که روي منبر هم بگويد که خانواده ما به‌جز پسرم هيچ نقشي در قتل آتنا نداشته است. ما مي‌خواهيم او را محاکمه کنند. ما عذاب‌وجدان داريم براي کارهايي که پسرم انجام داده و مي‌خواهيم مردم حساب ما را از او جدا کنند. مردم آمده‌اند در خانه ما را شکسته‌اند و وقتي ما را مي‌بينند، ناسزا مي‌گويند. بالاخره ما در اين شهر زندگي کرده‌ايم و مي‌خواهيم در همين شهر به زندگي‌مان ادامه بدهيم.» يکي از برادران متهم نيز درباره کاري که برادرش کرده، گفته بود: «دراين‌مدت هيچ‌کدام از اعضاي خانواده ما حال خوبي نداشتند، ما خانواده آبروداري هستيم؛ حتي خود من عکس تلگرامم را دراين‌مدت عوض کرده و عکس آتنا را گذاشته بودم و ما هم مثل مردم شهر به‌دنبال اين بچه مي‌گشتيم و حالا خودمان هم از اين مسئله ناراحت هستيم و شکايت داريم. ما خودمان داغدار هستيم و غمي که ما تحمل مي‌کنيم، بسيار سنگين‌تر از وضعيتي است که پدر و مادر آتنا دارند. ما ديگر هيچ‌چيز نداريم و فشار زيادي را تحمل مي‌کنيم.»

جاي خالي مراقبت‌هاي اجتماعي
درهمين‌ميان رئيس انجمن مددکاري ايران درباره حادثه تلخ مرگ آتنا با بيان آنکه آتنا اولين قرباني چنين حوادثي نبوده و آخرين آن هم نيست به ايسنا گفت: «به بهانه وقوع چنين حوادثي در کشور بايد ارائه آموزش‌هاي خودمراقبتي و همچنين فرهنگ‌سازي درزمينه ارائه آموزش‌هاي سلامت جنسي در دستور کار قرار گيرد زيرا با عدم اطلاع‌رساني در اين حوزه نمي‌توانيم شاهد سلامت جنسي در کشور باشيم. وقتي به‌سمت توسعه حرکت مي‌کنيم، وقوع برخي پديده‌هاي اجتماعي ازجمله پديده‌هايي با ماهيت آسيب‌هاي اجتماعي اجتناب‌ناپذير است، به‌طوري‌که آتنا نه اولين فرد قرباني در‌اين‌زمينه و نه آخرين آن است.» رئيس انجمن مددکاري ايران در ادامه با تأکيد بر آنکه بايد به کودکان آموزش دهيم که چگونه از خود مراقبت کنند، گفت: «آموزش خودمراقبتي به کودکان، مستلزم ارائه اطلاعات بهنگام به آنهاست؛ براي مثال، بايد به کودکان درباره محافظت از اعضاي بدنشان يا تعرض، در هر دو جنسيت (دختر و پسر) آموزش‌هاي لازم را ارائه کنيم. متأسفانه ارائه آموزش خودمراقبتي در کشور تابو است، درحالي‌که بايد بدانيم آموزش چنين مسائلي صرفا و لزوما به‌معناي ترويج ارتباط جنسي نيست.»
او با بيان آنکه حادثه قتل آتنا توسط يکي از نزديکان مورد اعتماد خانواده او صورت گرفت که اين مسئله نياز به بررسي دارد، گفت: «بسياري از خانواده‌ها در برابر تعرض جنسي کودکان خود به‌خاطر حفظ آبرو سکوت مي‌کنند، درحالي‌که با ارائه آموزش‌هاي لازم و فرهنگسازي‌هاي صحيح روي اين مسائل سرپوش گذاشته نخواهد شد.»
چلک با تأکيد بر آنکه بايد به والدين، مربيان و ساير کساني که با کودکان سروکار دارند نيز آموزش‌هاي کافي و لازم درباره انواع کودک‌آزاري و مراقبت‌هاي اجتماعي ارائه شود، ادامه داد: «بايد منابع اجتماعي به افراد معرفي شوند. اين در حالي است که درحال‌حاضر در بسياري از مواقع، اين منابع اجتماعي در دسترس افراد نيستند و افراد چگونگي مراقبت جنسي از خود را نمي‌دانند. مي‌بينيم که حتي در يک شهر کوچک هم نظارت، کنترل اجتماعي و مسئوليت اجتماعي وجود ندارد، تا جايي که خانواده اين کودک پنج تا 6 ساعت پس از اين حادثه نمي‌دانستند فرزندشان کجاست و اين ساعات، همان زمان طلايي آسيب به کودک بوده است. حادثه تلخ مرگ آتنا فرصتي است که يک‌بار ديگر بر ارائه آموزش‌هاي خودمراقبتي در کشور تأکيد کنيم.»

دستگاه‌هايي که باید خودمراقبتي را آموزش دهند
او در ادامه به برخي رويکردهاي تربيتي اشتباه از سوي خانواده‌ها اشاره کرد و گفت: «درحال‌حاضر، شاهد آن هستيم که چنانچه چند کودک در خانه‌اي در حال بازي‌کردن باشند، خانواده‌ها آنها را در يک اتاق گذاشته و در را روي آنها مي‌بندند، درحالي‌که منطق تربيت صحيح اين نيست بلکه خانواده بايد اجازه دهد کودکان در محيطي باز فعاليت کنند و سروصداهاي آنها را نيز تحمل کنند و هر چند‌وقت يک‌بار نيز به محل بازي آنها سر بزنند.» چلک با تأکيد بر آنکه بايد مراقبت از اعضاي بدن را به کودکان خود آموزش دهيم، تصریح کرد: «بايد به کودکان در‌اين‌زمينه آموزش داده شود و به آنها گفته شود چه کسي و در چه شرايطي مي‌تواند حريم ممنوعه آنها را ببيند يا لمس کند. بايد فضاي امني را براي کودک ايجاد کنيم تا اگر توسط يکي از نزديکان مورد آزار جنسي قرار گرفت به‌راحتي مسئله را به والدين خود اطلاع دهد.
در راستاي کاهش آسيب‌هاي اين‌چنيني بهزيستي، آموزش‌وپرورش، سازمان تبليغات اسلامي، صداوسيما و رسانه‌ها نيز مي‌توانند بسيار مؤثر عمل کرده و در ارائه آموزش‌هاي خودمراقبتي فعاليت کنند.» چلک درباره آنکه برخي حجاب نامناسب آتنا را علت بروز چنين حادثه‌اي مي‌دانند، گفت: «کودکان کمتر از 6 سال کودکان غير‌مميزه هستند و با طرح مسائلي مبني‌بر آنکه عدم رعايت حجاب از سوي اين کودک باعث وقوع چنين حادثه‌اي شده، موافق نيستم زيرا معتقدم بايد نوع نگاهمان را در اين حوزه تغيير دهيم و بپذيريم فرد متجاوز به آتنا اختلال رواني داشته و سابقه‌دار نيز بوده است.»

[ad_2]

لینک منبع

در شمال تهران به ازای هر دو ازدواج یک طلاق رخ می‌دهد

[ad_1]

در شمال تهران به ازای هر دو ازدواج یک طلاق رخ می‌دهد

به گزارش ميگنا، اعتماد نوشت:
انوشيروان محسني بندپي، روز گذشته و همزمان با سالروز هفته بهزيستي در نشست خبري خود در پاسخ به اين سوال «اعتماد» كه به گفته يكي از كارمندان استانداري تهران، اين نهاد استاني در پي ايجاد شهرك‌هاي بازتواني زنان آسيب‌ديده است و استاندار تهران و معاون مركز امور زنان و خانواده رييس‌جمهوري هم از اين اقدام حمايت كرده‌اند، گفت: « طبق قانون اين اقدام بر عهده ما است و نه بر عهده يك كارشناس در استانداري. ما هم به‌شدت از برچسب زدن به افراد پرهيز داريم و به دنبال اين هستيم كه ظرفيت تمام مراكزمان را به تعداد كمتر كاهش دهيم تا اثربخشي بيشتر شود. جمع كردن يك گروه در يك مكان و برچسب زدن به آنها، نه به صلاح آن افراد است و نه در اجتماع‌پذير كردن و درمان برگشت‌پذيري آنها تاثير خواهد داشت. ما مي‌توانيم بيرون از شهر تهران يك پادگان تاسيس كنيم و تمام معتادان متجاهر را ببريم آنجا اما اين نحوه برخورد با انسان نيست. ما با انسان سروكار داريم نه با يك فيزيك سخت. با انساني سروكار داريم كه هر لحظه امكان تغيير و تحول دارد و بازتواني او نيازمند نگاه نرم افزاري است و نه نگاه سخت‌افزاري. تجربه ما نشان داده كه برخوردهاي بگير و بزن و جمع‌آوري، تا امروز پاسخگو نبوده. اگر از كمك و حمايت قوه قضاييه براي ايجاد الگوي دادگاه درمان‌مدار برخوردار شده‌ايم هم در راستاي همين نگاه است.»

 محسني بندپي، تاكيد كرد كه هيچ نهادي، بدون دريافت مجوز از سازمان بهزيستي و تامين شرايط مد نظر اين نهاد حمايتي، اجازه ايجاد مراكز بازتواني و جامعه‌پذيري آسيب‌ديدگان اجتماعي را ندارد و افزود: «ما هم مراكز بازپروري براي حرفه‌آموزي زنان آسيب ديده ايجاد كرده‌ايم اما ايجاد مراكز توانمند‌سازي با ايجاد شهرك، اختلاف ريشه‌اي دارد. سازمان بهزيستي مسوول مراقبت از آسيب‌ديدگان خيابان است و همچنين، مسووليت آموزش كارشناسان براي اعزام و استقرار در مراكز بازتواني ايجاد شده توسط ساير نهادها را برعهده دارد و در واقع، تامين نيروي انساني اين مراكز بر عهده بهزيستي است. من با شناختي كه از استاندار تهران دارم، قطعا ايشان نظر به ايجاد شهرك ندارد و اگر در پي راه‌اندازي مراكز حرفه‌آموزي و اجتماع‌پذيري هستند آن هم با ظرفيت نگهداري كمتر از 50 نفر، ما هم كمك مي‌كنيم. اما همان طور كه با اردوگاه‌هاي درمان اجباري اخوان و فشافويه و مراكز نگهداري با حجم 600 نفر و 700 نفر و 500 نفر مخالف بوديم، حالا هم با مركز جامع توانمند‌سازي با حجم كم موافقيم و در غير اين صورت، خير.»

بندپي، گفت كه فعاليت مراكز بازتواني و حرفه‌آموزي «بهاران» كه از دو سال قبل و توسط شهرداري تهران براي بهبوديافتگان اعتياد ايجاد شد، نظر سازمان بهزيستي را تامين نكرد و از اين مراكز به عنوان صداهايي در آستانه برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري ياد كرد اما در پاسخ به اينكه فقر فرهنگي گريبانگير مددجويان تحت پوشش سازمان بهزيستي، تا چه حد آسيب‌زاتر از فقر اقتصادي گريبانگير مددجويان تحت پوشش كميته امداد است، گفت: «ما از آسيب‌هاي اجتماعي پيشگيري مي‌كنيم اما تمام مددجويان ما هم ناشي از فقر فرهنگي نيستند. طلاق و معلوليت، صرفا معضل خانواده‌هاي فقير نيست. امروز در شمال تهران به ازاي هر دو ازدواج يك طلاق داريم اما در جنوب تهران از هر 3 ازدواج، يكي منجر به طلاق مي‌شود و در يك استان كم برخوردار هم به ازاي هر 6 ازدواج، يك طلاق داريم. پديده‌هاي مددجويان ما چند وجهي است و نيازمند كار تخصصي است. »

بندپي در پاسخ به سوال ديگر درباره ميزان تاثيرات مثبت طرح تحول سلامت براي جمعيت هدف سازمان بهزيستي كشور، به ارايه دفترچه درماني بيمه پايه براي 11 ميليون حاشيه‌نشين و ايجاد مراكز خدمات سلامت در اين مناطق اشاره كرد و درباره نحوه حمايت از انجمن حمايت از كودكان كار كه چندي قبل پلمب شد، گفت: «مسوولان اين مركز مي‌توانند به واحد حقوقي و دفتر امور جوانان و نوجوانان ما مراجعه كنند كه وظيفه آنها، حمايت از اين مراكز است.»

بندپي همچنين با تاكيد بر لزوم ارايه آموزش‌هاي آگاه‌سازي كودكان با هدف حساس‌سازي آنها نسبت به عوامل خطر و از جمله آزارهاي جنسي، در تشريح آماري از ساماندهي كودكان كار و خيابان شهر تهران توسط سازمان بهزيستي كشور طي ماه‌هاي آبان و آذر سال 95 گفت: «از مجموع 2 هزار و 835 كودك، 77 درصد پسر و 23 درصد دختر هستند، 19 درصد ايراني، 65 درصد افغان، 16 درصد پاكستاني بوده و به تازگي با چند مورد كودك عراقي هم مواجه شده‌ايم. ميانگين سني كودكان ساماندهي شده، 6 تا 16 ساله است و 85 درصد آنها اهل استان‌هاي ديگر بودند. در حال رايزني با قوه قضاييه هستيم كه اگر يك كودك كار، سه بار توسط نيروهاي بهزيستي پذيرش شد، حضانت كودك از خانواده سلب شده و در مراكز بهزيستي نگهداري شود كه البته كودكان اتباع غيرايراني مشمول اين رايزني و الزام نخواهند بود.»

به گفته بندپي، در حال حاضر 520 هزار خانوار، ثبت نامي‌هاي سال 95 سازمان بهزيستي كشور براي دريافت مستمري هستند و افزايش ۳.۴ درصدي مستمري، در سال 96 شامل پشت نوبتي‌هاي مستمري (حتي به شرط پذيرش در سازمان و برخورداري از دريافت مستمري) نمي‌شود و اين گروه، از سال 97 مستمري افزايش يافته طبق قانون برنامه ششم توسعه را دريافت خواهند كرد.

در اين نشست همچنين محمد نفريه، مديركل امور كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي كشور اعلام كرد: «طي تفاهمنامه 8 ساله با سازمان زندان‌ها، كودكان بالاي 2 سال مادران زنداني، به سازمان بهزيستي واگذار مي‌شوند و هم‌اكنون 2300 كودك بالاي دو سال به دليل زنداني بودن والدين، در مراكز شبه خانواده بهزيستي نگهداري مي‌شوند. اما سازمان بهزيستي براي هر زندان كه بيش از 10 كودك كمتر از دوسال به همراه مادران‌شان نگهداري شوند، مجوز تاسيس شيرخوارگاه و مهد كودك صادر مي‌كند مشروط بر اينكه زندان‌ها مشكلات حراستي و حفاظتي خود را قبلا حل كرده باشند.»

منبع: روزنامه اعتماد؛ 1396،4،26

کلمات کليدی: طلاق،شمال تهران،رييس سازمان بهزيستي كشور،انوشيروان محسني بندپي

[ad_2]

لینک منبع

تابوی الکل و فانتزی های ذهنی دوران جوانی

[ad_1]

به گزارش ميگنا به نقل از خبرگزاري ایرنا ، طبق آمار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، بیش از 95 درصد افراد جامعه از مصرف الکل پاک هستند اما براساس مستنداتی که شماری از کارشناسان ارایه داده اند شاهد رشد سوء مصرف الکل در کشور بویژه در میان نوجوان و جوانان کشور هستیم.
باید گفت به تناسب رشد سوء مصرف الکل در قشر نوجوان و جوان نیز ارتکاب به بزه و جنایت و انواع بیماری های کبدی نیز در کشور رشد داشته است.

هر چند آمار دقیقی از مصرف الکل و یا اعتیاد این ماده مخدر در دست نیست اما شواهد، خود گویای این مدعاست که مصرف الکل در حال افزایش است.
متاسفانه با وجود تلاش های نیروی انتظامی در زمینه نظارت و کنترل خرید و فروش الکل در کشور، شماری از شهروندان در تماس با خبرنگار ایرنا اظهار می دارند که دستیابی و تهیه الکل در کشور چندان سخت نیست و می شود با تلفن و یا پیامی کوتاه هم کالا را حتی در منزل دریافت کرد.

**آیا متولی مبارزه با الکل داریم؟
هر چند گام هایی از سوی برخی دستگاه ها در زمینه مبارزه با سوء مصرف الکل برداشته شده است اما در زمان حاضر ستادی با عنوان مبارزه با سوء مصرف الکل در کشور وجود ندارد و اصلا متولی واحدی در این خصوص نیست.

علیرضا نوروزی، رئیس اداره پیشگیری و درمان سوء مصرف مواد مخدر وزارت بهداشت درباره اقدامات این وزارتخانه در زمینه مبارزه با سوء مصرف الکل به ایرنا اینطور پاسخ می دهد: ‌در حوزه کل سلامت، تنها 20 درصد اختیارات و امکانات در اختیار وزارت بهداشت است و80 درصد امکانات و اختیارات در دستگاه های دیگر است که باید در این باره اقدام کنند.

وی می گوید: وزارت بهداشت از سال گذشته یک حرکت پیش فعالانه برای مبارزه با سوء مصرف الکل انجام داد و مراکز درمان سرپایی و بستری الکل را نیز ایجاد کرد؛ همچنین به الکل‌های مجاز عرضه شده در داروخانه ها، ماده تلخ کننده زد که این مساله تا حدی باعث شد تا فروش الکل در داروخانه کم شود. نگرانی دیگر، نشتی از کارخانه های تولید کننده بود که سازمان غذا و دارو با همکاری نیروی انتظامی نظارت خود را تشدید کرد.

وی در عین حال مبارزه با تولید خانگی الکل و قاچاق این ماده را بر عهده دستگاه های دیگر می داند.
به اعتقاد این مسئول وزارت بهداشت ، سهولت دسترسی و قیمت خرده فروشی بر میزان دسترسی تاثیرگذار است اما واقعیت این است که دسترسی وجود دارد.

** و اما الکل چیست؟

الکل، نوعی ماده مخدر به شمار می آید که البته پذیرش آن در جامعه در مقایسه با سایر مواد مخدر از نظر اعتیاد راحت تر است اما اما قدرت اعتیادآوری آن کمتر از سایر انواع مواد مخدر نیست.
الکل، فعالیت بدن را کند می کند و سرعت عملکردهای حیاتی را کاهش می دهد. فردی که الکل مصرف می کند به سختی راه می رود، بریده بریده صحبت می کند و قادر نیست که به سرعت از خود عکس العمل نشان دهد.
الکل موجود در جریان خون به داخل کبد وارد و در آنجا طی فرایندی تصفیه شده و به یک ماده غیر سمی تبدیل می شود. نکته قابل توجه آنکه درهر نوبت، کبد تنها قادر به تصفیه کردن میزان خاصی الکل است درصورتی که حجم الکل مصرف شده از آن مقدار بیشتر باشد تصفیه نمی شود و آن وقت است که به گردش در جریان خون ادامه می دهد.
مصرف بسیار زیاد الکل، باعث کند شدن فرایند تنفس می شود و این ماده به علت کمبود و نرسیدن اکسیژن کافی به مغز، می تواند باعث کما و یا حتی مرگ شود.

مجید ابهری، آسیب شناس و متخصص علوم رفتاری، معتقد است: سن مصرف الکل در کشور، کاهش و میزان مصرف این ماده مخدر، افزایش یافته است.
ابهری مقابله نهادهای انتظامی و قضایی با وارد کنندگان، تولید کنندگان و فروشندگان مشروبات الکلی را ضروری می داند اما در عین حال تاکید دارد چنین اقداماتی به تنهایی نمی تواند مانع رشد مصرف آن شود.
او بدون اشاره به آمار می گوید: متاسفانه شواهد ، حکایت از آن دارد که مصرف الکل در کشور افزایش یافته و آمارهای مرگ و میر بر اثر مصرف مشروبات تقلبی حدود چهار برابر شده است.
وی از دغدغه ای دیگر سخن به میان می آورد و آن عرضه مشروبات تقلبی و دست ساز است که کوری، از دست دادن بینایی، سکته های مغزی و قلبی، لرزش دست و مسمومیت های مختلف از عمده عوارض ناشی از مصرف این مواد به شمار می آید.
ابهری با اشاره به تقلبی بودن مشروبات الکلی در دسترس می گوید: متاسفانه شیشه های مشروبات الکلی با قیمت های کلان خریداری می شود تا با نوع تقلبی آن پر شود که این امر جامعه را با خطر جدی روبرو کرده است.
این آسیب شناس مشکل را فقط به نکات یاد شده محدود نمی کند و در پی آن به مصرف مشروبات الکلی به عنوان عامل برخی درگیری ، نزاع و چاقوکشی ها اشاره می کند.

وی تاکید می کند: خانواده ها و نهادهای فرهنگی باید با آموزش و اطلاع رسانی و زیان های مصرف مشروبات الکلی پیشگیری های لازم را در این زمینه انجام دهند.

این آسیب شناس، اطلاع رسانی و آگاه سازی درزمینه بروز خطرات ناشی از اعتیاد، بالابردن سطح نشاط اجتماعی با عرضه وسایل رفاهی و ورزشی و تفریحی رایگان یا ارزان و برخوردهای بازدارنده با مراکز تولید وعرضه را از جمله روش های کاربردی کوتاه مدت عنوان می کند.

این رفتار شناس اعتقاد دارد؛ امروز، دیگر وقت مخفی کاری نیست و با وجود شبکه های تلویزیونی ، ماهواره ای مروج فرهن غربی و گسترش شبکه های اجتماعی نمی توان آسیب های اجتماعی را مخفی کرد .
ابهری تاکید می کند: جامعه جوان ما هدف اصلی جنگ نرم و اصلی ترین ابزار این جنگ؛ مواد مخدر و مشروبات الکلی است.

** آیا رفتارهای زور مدارانه ، منع مصرف را در پی دارد؟
افشین طباطبایی ، جامعه شناس وپژوهشگر مسائل اجتماعی می گوید: تجربه بشری در جوامع مختلف نشان داده که استفاده از رفتارهای زور مدارانه و حتی زور پلیسی در مبارزه و کنترل مصرف الکل، نتیجه بخش نبوده است و دقیقا نتیجه عکس می دهد.بنابراین نمی توان با روش های زورمدارانه نوجوانان را از مصرف الکل بازداشت.
به اعتقاد طباطبایی هر چند ستاد مبارزه با مصرف الکل نداریم اما این ستاد درهیچ کشور مسلمانی هم تشکیل نمی شود چون این موضوع بر اساس باورهای دینی حرام است و در حوزه منعیات مردم قرار می گیرد.
وی می افزاید:در زمان حاضر در جامعه ما بدلیل ورود فرهنگ غربی به کشور، قبح این قضیه یعنی مصرف الکل ‌از بین رفته است .
این پژوهشگرمسایل اجتماعی، آموزش را به عنوان بهترین روش برای مبارزه با مصرف الکل در میان قشر نوجوان وجوان می داند و می گوید: باید خوراک اطلاعاتی درست به بچه ها داده شود به عنوان باید شبکه رسانه ملی، فیلم و سریال خوب به مردم ارایه بدهد و کاری کند که مردم سراغ کانال های تلویزیونی خارج نشین نروند.
وی درباره علل ترغیب نوجوان و جوانان به مصرف الکل می گوید: جوانان به دلیل ارتباط گسترده جهانی واثرگذاری فرهنگ ملت های دیگر ونیز الگوبرداری های اجتماعی غربی همچون مد به سمت مصرف الکل سوق داده می شوند. امروزه وجود فیلم ها، تلویزیون، اینترنت و گوشی های موبایل، باورهای مذهبی جامعه را کمرنگ کرده ، قدرت نفوذ خانواده را کاهش داده و قبح و تابوی مصرف الکل را شکسته است.
این نویسنده مسایل اجتماعی می گوید:‌امروزه برای نوجوانان، مصرف الکل خط قرمز نیست و به راحتی می توانند از آن عبور کنند هرچند این موضوع دربین جوانان ورزشکار و افرادی که ایمان در آنها تقویت شده است به چشم نمی خورد.
وی خاطرنشان می کند: در بسیاری مواقع جوانان یعنی دخترها و پسرها تابع خرده فرهنگ هایی هستند و مصرف الکل بعضا در این خرده فرهنگ ها شخصیت محسوب می شود.
این پژوهشگر مسایل اجتماعی همچنین نبود فرهنگ مطالعه در کشور را عامل دیگر ترغیب نوجوان به سمت مصرف الکل بر می شمرد و می گوید: اختلاف نسل ها به شکاف نسل ها بدل شده که این امر نیز جوانان را به سمت مصرف الکل سوق داده است.
وی ادامه می دهد: الکل سبب می شود تا فرد هویت کاذب اجتماعی پیدا کند. ما باید زبانی تازه پیدا کنیم که برای آنها خوشایند باشد چرا که سرزنش کردن و تنبیه کردن پاسخگو نیست.
طباطبایی ازدیگرعوامل ترغیب نوجوانان به مصرف الکل را دسترسی آسان به خرید الکل به صورت زیرزمینی و بلک مارکت عنوان می کند.
این نویسنده می افزاید: مشکل آن است که پدر و مادرها و کسانی که جامعه را اداره می کنند نتواسته اند با زبانی مناسب و جوان پسند مشکلات را برای نوجوان و جوانان بشکافند و شرح بدهند.
وی تاکید می کند: ‌تنها والدین می توانند با آموزش صحیح فرزندان خود را از خطر ابتلا به اعتیاد الکل رهایی بخشند.
به عقیده حمید بابایی لاکه یی،روانشناس بالینی و مشاور خانواده، افرادی که الکل مصرف می کنند انسان هایی هستند که می خواهند خود را رودرروی خانواده دوستان و فامیل بزرگ نشان دهند به همین دلیل مقابل حکم الهی می ایستند.
وی درباره انگیزه نوجوانان درمصرف الکل اظهار می دارد: گروهی از نوجوانان در سنین 14، 15 سالگی به دلیل وجود خلاء های روانی بسیار بالا خود را نمی بینند ؛خانواده نیز آنها را نمی بینند. بنابراین برخی از آنان برای دیده شدن و شنیده شدن به مصرف مشروب روی می آورند.
این روانشناس ادامه می دهد : این در حالی است که مصرف الکل، شعور اصلی فرد را مختل می کند و کنترل خشم، زبان، دست، پا و چشم او تحت شعاع قرار می گیرد. با غالب شدن الکل بر سیستم مخیله، سیستم وجودی مغزی انسان از کار می افتد و ساده ترین اتقاقش این است شخص نمی داند چه می کند.
بابایی لاکه یی اضافه می کند: در این حالت چشم های نوجوان پرخون می شود و صورت شروع به دویدن زیاد می کند وصورت در اصطلاح گل می افتد.
وی می افزاید: بدن با مصرف الکل به مدت پنج سال، افت می کند و جگر سیاه در انسان به مرور از بین می رود و کلیه ها از کار می افتد و در مواردی فرد دچار بیماریهایی می شود که فعالیت طبیعی بدنش مختل می شود.
وی با بیان اینکه الکل کشنده تراز مواد مخدر است ومرگ تدریجی به همراه دارد،‌ می گوید: ‌سیستم بدن فرد الکلی ضعیف می شود و که اگر قطع نشود با لرزش بدن، رعشه و تیرگی پوست همراه می شود. کبد از کار می افتد، زیرچشم ها گود می شود، پف زیر چشم بوجود می آید و دورشکم چاقی بدشکل ایجاد می شود و در فرد غبغب ایجاد می شود.
وی به خانواده ها توصیه می کند که باید با آموزش صحیح به کودکان بیاموزیم که مصرف الکل چه مضرات وحشتناک مخربی به همراه دارد و سلامتی آنها را به طور جدی به مخاطره می اندازد.

گزارشگر: فرزانه جلالیان- ايرنا

[ad_2]

لینک منبع

کودکانی که فرصت کودکی ندارند!

[ad_1]

کودکانی که فرصت کودکی ندارند!

به گزارش ميگنا زهرا نژادبهرام– جامعه شناس، در روزنامه شرق نوشت: ویژگی‌های برجسته دوره کودکی را می‌توان در قالب سه مبحث احترام، کسب مهارت و نشاط تبیین کرد.  احترام نخستین و ارزشمندترین عامل برای طی دوره کودکی است. کودکی که با مفهوم احترام به خود و شخصیتش دچار چالش شود، قادر نیست مفهوم احترام‌گذاشتن را درک کند و آموزه‌های احترام برای او حکم فرمول‌های شیمی و ریاضی را دارد که باید به ذهن بسپارد اما کاربرد آن را شاید هیچ‌وقت تجربه نکند.

احترام به کودک که امروزه در کنوانسیون حقوق کودک به‌جدیت بر آن تأمل شده و کشور ما نیز در سال‌های اخیر به آن پیوسته است، نخستین سند برای هویت‌بخشی به کودکان در میان میثاق‌نامه‌های بین‌المللی است. این مهم به این معناست که جامعه بشری به آن درجه از رشد و بلوغ رسیده است که کودک را فارغ از صغر سنی به‌عنوان یک انسان موردتکریم قرار دهد و به هویت و شخصیت او حرمت گذارد.

جامعه بشری با درک این مهم بر مبنای حرمت حقوق انسان، به این باور رسیده که کودک صرف‌نظر از محدودیت‌های آموزشی و تجربه‌های زندگی انسانی است که باید جامعه را بسازد بنابراین ضروری است با مفهومی به بلندای احترام، حقوق او محترم شمرده و تکالیف جدی از سوی جامعه برای پاسداشت این حقوق برای او در نظر گرفته شود.

اگر کودکی را به سه بخش زیر تقسیم کنیم؛
کودکی نخست (از تولد تا حدود دوسالگی)
کودکی میانه (از دوسالگی تا شش‌سالگی)
کودکی پایانی (از شش‌سالگی تا 12سالگی)

گستره مفهوم کودکی بیش از هر چیز نمایان می‌شود. کودک که برگرفته از عاطفه و تشخیص است، در طول این سه دوره در تلاش است همه مبناهای هویتی خود را جست‌وجو و برای آنها فرصت‌های بروز ایجاد کند. کودک در این دوره‌ها به فراخور شرایط سنی و آموزش‌های اجتماعی که برگرفته از خانواده، جامعه و نظام آموزشی است، مانند یک ناظر، ابعاد این رویکردها را مشاهده می‌کند تا زیربناهای هویتی خویش را بنا کند. حال اگر مبنای همه این آموزش‌ها احترام به انسان و کودک به‌طور اخص باشد، طبیعتا مفهوم کودکی بر فرازی بلند از اعتماد تکیه می‌کند و شخصیت کودک بر این اساس شکل می‌گیرد.

ازاین‌روست که جوامع بشری به این درک رسیده‌‌اند که کودک موجودی حقیر و بی‌مفهوم نیست بلکه سرشتی دقیق و حساب‌شده دارد که هر نوع آموزه‌ای را قادر به نشر است و باید برای کودکی هویت قائل شد و مبانی رفتار با او را بازنگری کرد.

کودکی، مفهومی حاشیه‌ای در نظام آموزش‌وپرورش  ما
در نظام آموزشی کشور، موضوع احترام به کودک به حاشیه رانده شده و آنچه بیش از هر چیز مطمع نظر مسئولان و برنامه‌ریزان این نظام است، نمرات درسی فارغ از هویت و شخصیت کودک است.
به کودک فرصت کودکی داده نمی‌شود چراکه حجم برنامه‌ریزی‌های درسی آن‌چنان است که به جز نظم و مقررات سنگین برای حضور در کلاس‌های درس برای کسب نمرات و تشویق به‌واسطه کسب رتبه‌های رنگارنگ که هویت و موجودیت نظام آموزشی و مراکز آموزشی را تقویت کند، قابل‌مشاهده نیست. در برابر این نظام، اگر تابع آن نباشی یا در مسیری دیگر حرکت کنی، چیزی جز تحقیر از سوی مسئولان مراکز آموزشی برای احتمالا عدم دریافت نمرات مناسب مقیاس دیگری برای سنجش انسانی و موفقیت تبینن وجود ندارد.

کودکی در آموزش‌وپرورش به حاشیه رفته است؛ آنچه مهم و اساسی جلوه می‌کند، درس‌های به‌هم‌پیچیده غیرقابل‌استفاده است. کودک از جنب‌وجوش و شور در کلاس درس محروم است، کودک از نیازهایش به‌دور است، کودک از حس بازی به‌دور است، کودک از حس دوست‌داشتن به‌دور است، کودک از شیطنت به‌دور است. این، همه آموزش‌ها به کودکان است و انتظار داریم کودکی را در این کلاس‌ها تجربه کنیم!؟

کارشناسان آموزش‌وپرورش معتقدند آموزش‌های دوره کودکی باید با حفظ شرایط و ویژگی‌های این دوره طراحی شود و در قالب بازی و تمرین گروهی مفاهیم انتقال داده شود نه به صورت صورتک‌هایی از انسانی به آنها نگاه شود تا برخی مفاهیم را با فشار در ذهن جا دهند؛ پس کودکی و حال‌و‌هوای آن کجاست!!

در سطور قبلی به نشاط اشاره داشتیم که از ویژگی‌های کودکی است اما اگر مفهوم نشاط و زمینه بروز آن برای مربیان و برنامه‌ریزان به شلوغ‌کردن و به‌هم‌ریختن نظم کلاس تعبیر شود، آن موقع می‌توان آن را تسری داد و فرصت بروز آن را برای کودک فراهم کرد؟ نشاط و شیطنت‌های دوره کودکی و میل به عبور از خطوط نظم‌آفرین، خاصه کودکی است و کودکی که این دوره را طی نکند، همواره به دنبال کسب این موارد در آینده که به انسانی جامعه‌ساز بدل می‌شود، خواهد بود!
ازاین‌روست که نشاط و سرزندگی و فعالیت غیرقابل‌انکار و انرژی گسترده کودک را با ارائه روش‌های متناسب باید احترام گذاشت و مانع بروز آن نشد اما آن را مدیریت کرد.

در نظام آموزشی کشور، مفهوم کودکی در لابه‌لای نظم‌های پیش‌ساخته ذهنی کارشناسان جا مانده و آنها به عنوان عناصری که فقط باید بخوانند و بنویسند، درنظر گرفته شده‌اند. نگاهی به تعاریف آموزش‌وپرورش در میان نویسندگان و فیلسوفان، تفاوت مفهومی آنچه اتفاق می‌افتد با آنچه باید باشد، به‌روشنی قابل‌درک است.

ژان ژاک روسو، نویسنده کتاب ایمل می‌گوید آموزش‌وپرورش، هنر یا فنی است که به صورت راهنمایی یا حمایت نیروهای طبیعی و استعدادهای فراگیر (متربی) و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق می‌پذیرد.

جان دیویی معتقد است آموزش‌وپرورش دوباره‌ساختن یا سازمان‌دادن تجربه ‌است، به منظور اینکه معنای تجربه گسترش پیدا کند و فرد را برای هدایت و کنترل تجربیات بعدی، بهتر قادر کند.

امیرحسین آریانپور، آموزش‌وپرورش را فرایند هدایت و جهت‎دهی عمدی تجارب انسانی می‌داند و در آموزه‌های دینی اسلامی به‌روشنی بر مفهوم تعلیم و تعلم تأکید شده و حتی نخستین آیه قرآن، قسم به قلم است و بزرگان دینی ضمن پاسداشت مفهوم کودکی، مفاهیم و آموزه‌های تربیتی را به‌روشنی موردتوجه قرار داده‌اند. رفتار پیامبر به‌عنوان رسول خدا با کودکان یا ائمه اطهار با آنها، جملگی بیانگر وجود نگرش‌های منطبق بر خصوصیات دوره کودکی برای آموزش‌وپرورش بوده است.  داستان معروف رطب‌نخوردن پیامبر در انتقال آموزه منع رطب برای کودک یا نمازخواندن درحالی‌که فرزندانشان بر گردن ایشان نشسته‌اند، مفاهیمی صرف برای شنیدن نیست بلکه مؤید رویکرد اسلام و آموزه‌های دینی در عمل و گفتار نسبت به کودک و مفهوم کودکی است. پذیرفتن این رویکرد نیازمند بازخوانی مجدد نظام آموزشی کشور در جدانیفتادن از کار ویژه آموزش برای کودکان است.

در این میان، کسب مهارت به‌عنوان سومین ویژگی قابل‌توجه است. آموزش کودک در کنار دو مفهوم قبلی، بنایی برای کسب مهارت‌های زندگی جمعی برای ورود به جامعه است و این مهارت‌ها در بستر تعامل و گفت‌وگو با کودک شکل می‌گیرد.

مهارت‌هایی نظیر پذیرفتن دیگری، اعتماد، احترام‌گذاشتن و غیره از مهم‌ترین آموزه‌هایی است که باید نقش اصلی آن در دوره کودکی در عین پذیرش نشاط و احترام حاصل شود. در نظام‌های آموزشی نظیر کشور ما انتظار از کودک، اطاعت است، مفهومی که ضمن تسری تحقیر، فرصت نوآوری و شکل‌گیری شخصیت متناسب با توانایی‌های فردی و مهارت‌های اکتسابی را از کودک می‌گیرد. به اعتقاد دکتر فکوهی، نظام‌های آموزشی از کودکان و نوجوانان «اطاعت» و «سربه‌زیری» و «آموختن» آنچه به آنها آموزش داده می‌شود را می‌خواهند، کودکان نیز چنین کاری را به‌ظاهر انجام می‌دهند، اما درواقع هیچ‌یک از این موارد را در خود درونی نمی‌کنند. بنابراین در سطح گفتمانی و در سطح رفتارهای قابل‌کنترل مستقیم می‌توانند خود را کاملا مطیع نظام آموزشی نشان دهند، درحالی‌که درون خود به شیوه‌های بی‌شماری، گفتمان‌ و رفتارهای دیگری را رشد می‌دهند.

نظارت‌های رسمی و خطر بالارفتن انحرافات
با این رویکرد به نظر می‌رسد کارکرد نظام آموزشی برای پذیرش و حفظ شرایط طبیعی کودکی در هاله‌ای از ابهام گرفتار آمده و نه‌تنها نتوانسته با نگاه اصلی خود که هژمونی اطاعت و سیطره‌پذیری را به کودک حفظ کند بلکه با چالشی بنیانی که تفاوت‌ها را روزبه‌روز بیشتر می‌کند، روبه‌رو شده است.
ناصر فکوهی مردم‌شناس در همین راستا معتقد است «نظام آموزشی تلاش می‌کند این دوگانگی را از میان بردارد. اما این کار را با توسل به ابزارهای هژمونیک و الزام‌آوری انجام می‌دهد که تنها در کوتاه‌مدت، آن هم به شرط افزایش میزان الزام به‌طور دائم، مؤثرند. اما اگر میزان الزام ثابت بماند یا کاهش یابد یا دیدگاهی میان یا درازمدت را در نظر بگیریم، میزان کارایی آموزش رسمی نه‌تنها به نزدیک صفر می‌رسد، بلکه به نظر من حتی به صورت منفی عمل می‌کند؛ به این معنا که گفتمان‌های درونی‌شده و رفتارهای واقعی در واکنش به گفتمان و رفتار «توصیه‌شده» به صورتی تصنعی، واکنش منفی نشان می‌دهند.  به عبارت دیگر در بسیاری موارد اگر الزام‌های آموزشی وجود نداشته باشد، ما با «انحراف»های کمتری در سطح نظام اجتماعی برخورد خواهیم کرد، زیرا نظام اجتماعی دارای نظام‌های آموزش غیررسمی، عرف و اخلاق عمومی و دینی است که گفتمان‌ها و رفتارها را اصلاح می‌کند، اما با گسترش دامنه نظارت و قدرت آموزش رسمی، این ابزارهای سنتی از کار افتاده یا کارایی‌شان کاهش یافته و بنابراین خطر بالارفتن «انحرافات» بیشتر می‌شود».[1]
در نهایت برای حفظ کودکی، نیازمند عدالت آموزشی و پرورشی برای کودکان هستیم تا تصویر انسانی آنها را فارغ از تمام مفاهیم ازپیش‌ساخته برای ذهن مدیران و برنامه‌ریزان در فضایی متعادل نظاره کنیم که وارثان اصلی جوامع، آنها هستند. ازاین‌روست که مفهوم احترام به کودک و کنوانسیون حقوق کودک معنا‌دار می‌شود. کودک باید حس کودکی را انتقال دهد و کلیه آموزش‌ها باید بر مبنای حفظ این دوره برای او تبیین شود. نگاهی به تجارب آموزشی در نظام‌های مختلف، مؤید این نکته است که آموزه‌های به‌کار‌گرفته‌شده در متون دینی برای حرمت کودکان و آموزش مهارت‌ها به آنها که به‌روشنی در منابع دینی اسلام وجود دارد، در آنها عملیاتی شده، هرچند که در بزرگ‌سالی همچون همه جوامع، آنها نیز با افرادی متهم و مجرم روبه‌رو هستند. در بیشتر جوامع توسعه‌یافته، تلاش برای ایجاد درک درست از دوره کودکی در نظام اجتماعی و انتظار برای تربیت انسان‌های توسعه‌یافته که فرصت‌های تازه‌ای برای جامعه و خود خلق کنند، دور از ذهن نیست.
تجربه توسعه‌یافتگی جوامع با تکیه بر فرصت پذیرش کودکی به‌عنوان یک اصل اجتناب‌ناپذیر در زندگی اجتماعی قابل‌تأمل است. طی دوره کودکی با همه ابعاد آن نظیر فرهنگ کودکی، اقدام کودکی و… که در مفاهیم انسان‌شناسانه به آن توجه شده، مؤید این نکته است که اگر مسیر طبیعی رشد انسان طی شود، امکان دسترسی درست به مفاهیم اصلی انسانی وجود دارد.  تجربه کشورهایی که به کودکان و کودکی به مفهوم یک واقعیت انکارناپذیر و قابل‌توجه نگریسته‌اند، مؤید این واقعیت است که امید به توسعه و رشد برای آن کودکان، مفاهیمی دور از ذهن نیست و همه چیز در خدمت حس خوب زندگی برای آنان است، نه همه‌چیز برای حس خوب موفقیت احتمالی در بزرگ‌سالی. ازاین‌رو لازم است دست‌اندرکاران نظام آموزشی در زمانی کوتاه، مفاهیم کلیدی را استخراج کنند و فضای سرد و کسل‌آور آموزش را در پیوند با پذیرش مفاهیم اصلی هویت‌ساز انسانی نظیر کودکی، امنیت، نشاط و غیره تغییر دهند.

 

[١] http://www.anthropology.ir/node/٨٥٧١

کلمات کليدی: دانش آموز،آموزش و پرورش،زهرا نژادبهرام.جامعه شناس

[ad_2]

لینک منبع

آموزش خودمراقبتی به کودکان درکشور تابو است

[ad_1]

آموزش خودمراقبتی به کودکان درکشور تابو است

به گزارش ميگنا سیدحسن موسوی چلک در گفت‌وگو با ایسنا، افزود: وقتی به سمت توسعه حرکت می‌کنیم، وقوع برخی پدیده‌های اجتماعی از جمله پدیده‌هایی با ماهیت آسیب‌های اجتماعی اجتناب ناپذیر است به طوریکه آتنا نه اولین فرد قربانی در این زمینه و نه آخرین آن است.

وی در ادامه با بیان اینکه پیش از آتنا نیز پرونده قتل “ستایش قریشی” سر و صدای زیادی در فضای مجازی بر پا کرد و امروز آتنا مورد توجه قرار گرفته است گفت:  آتنا آخرین کودک قربانی این چرخه نیست. بسیار مهم است بتوانیم در حوزه انواع آزارهایی که به کودکان لطمه می‌زند تدابیری آغاز کنیم که خشونت و آزار جنسی نیز یکی از اشکال همین کودک آزاری‌هاست.

 

آموزش خودمراقبتی به کودکان مستلزم ارائه اطلاعات به‌هنگام به آنهاست

 

رئیس انجمن مددکاری ایران در ادامه با تاکید بر آنکه باید به کودکان آموزش دهیم که چگونه از خود مراقبت کنند اظهار کرد: آموزش خودمراقبتی به کودکان مستلزم ارائه اطلاعات به‌هنگام به آنان است. برای مثال باید به کودکان در خصوص محافظت از اعضای بدنشان و یا تعرض، در هر دو جنسیت (دختر و پسر) آموزش‌های لازم را ارائه کنیم.

چلک ادامه داد: متاسفانه ارائه آموزش خودمراقبتی در کشور تابو است، این در حالیست که باید بدانیم آموزش چنین مسائلی صرفا و لزوما به معنای ترویج ارتباط جنسی نیست.

وی با انتقاد از عدم ارائه آموزشهای مذکور تاکید کرد: نتیجه وجود موانع، برخی تابوها وعدم ارائه آموزش‌های به هنگام را امروز می‌بینیم.

رئیس انجمن مددکاری ایران با بیان آنکه حادثه قتل آتنا توسط یکی از نزدیکان مورد اعتماد خانواده وی صورت گرفت که این مسئله نیاز به بررسی دارد، افزود: بسیاری از خانواده‌ها در برابر تعرض جنسی کودکان خود به خاطر حفظ آبرو سکوت می‌کنند در حالیکه با ارائه آموزش‌های لازم و فرهنگسازی‌های صحیح بر روی این مسائل سرپوش گذاشته نخواهد شد.

لزوم ارائه آموزش‌های کافی در خصوص انواع کودک آزاریها به والدین و مربیان

ساعت طلایی آسیب کودکان

چلک در ادامه با تاکید بر آنکه باید به والدین، مربیان و سایر کسانیکه با کودکان سر و کار دارند نیز ، آموزش‌های کافی و لازم در خصوص انواع کودک آزاری و مراقبت‌های اجتماعی ارائه شود ادامه داد: باید منابع اجتماعی به افراد معرفی شود. این در حالیست که در حال حاضر در بسیاری از مواقع این منابع اجتماعی در دسترس افراد نیستند و افراد چگونگی مراقبت جنسی از خود را نمی‌دانند.

وی در ادامه ضمن اشاره به آنکه پارس آباد استان اردبیل که محل زندگی این کودک بوده است شهر بسیار کوچکی است گفت: ما می‌بینیم که حتی در یک شهر کوچک هم نظارت، کنترل اجتماعی و مسئولیت اجتماعی وجود ندارد، تا جایی که خانواده این کودک پنج تا شش ساعت پس از این حادثه نمی‌دانستند که فرزندشان کجاست و این ساعات همان زمان طلایی آسیب به کودک بوده است.

رئیس انجمن مددکاری ایران ادامه داد: حادثه تلخ مرگ آتنا فرصتی است که یک بار دیگر بر ارائه آموزش‌های خود مراقبتی در کشور تاکید کنیم.

 

چلک همچنین با اشاره به آنکه فرد متعرض به آتنا متاهل بوده است گفت: در این پرونده می‌بینیم که فرد متعرض به این کودک متاهل بوده اما باز هم به روابط فرازناشویی گرایش داشته است به این ترتیب عدم رضایت زناشویی عواقب جدی به دنبال دارد.

 

جای خالی مراقبت‌های اجتماعی پس از آزادی مجرمان از زندان

 

وی همچنین بر مسئله «مجرمان تحت رصد» نیز تاکید کرد و افزود: در این پرونده می‌بینیم که فرد متجاوز سابقه دار بوده است. این در حالیست که مراقبت‌های اجتماعی پس از زندان و آزادی فرد مجرم با توجه به نوع جرم و مجازات وی در کشور وجود ندارد.

رئیس انجمن مددکاری ایران در ادامه عنوان کرد: از سال 78 ایده‌ای مبنی بر وجود پرونده اجتماعی برای تمامی آحاد جامعه دارم و معتقدم در حوزه اجتماعی همچون حوزه سلامت افراد نیاز به پرونده اجتماعی دارند تا بتوانیم اطلاعات صحیح از وضعیت آنها داشته باشیم.

چلک ادامه داد: در تمامی کشورهای دنیا افراد پس از خروج از زندان با توجه به جرم خود هر چند وقت یک بار خود را معرفی می‌کنند که نیاز است این روند در کشور نیز اجرایی شود، زیرا معتقدم باید بازتوانی و بازگشت افراد مجرم به جامعه گام به گام صورت بگیرد و نباید به یکباره آنها را رها کنیم.

 

ارائه جزییات حوادث آزارهای جنسی صلاح نیست و موجب هراس در جامعه می‌شود

وی در ادامه با بیان آنکه طرح مسائلی همچون حادثه آتنا با جزئیات دقیق موجب هراس اجتماعی می‌شود گفت: نباید با ارائه جزئیات چنین حوادثی هراس اجتماعی در کشور ایجاد کنیم و رسانه‌ها باید به بهانه وقوع اتفاقات اینچنینی فرهنگ سازی در جهت افزایش خودمراقبتی‌ها به منظور جلوگیری از وقوع چنین حوادثی را در دستور کار خود قرار دهند. این در حالیست که ارائه جزئیات در چنین مواردی کمک کننده نیست.

رئیس انجمن مددکاری ایران با بیان آنکه رسانه‌ها به تنهایی در حوزه مسائل اجتماعی نمی‌توانند موثر عمل کنند اما فعالیت آنها بسیار تاثیرگذار است عنوان کرد: وقتی رسانه‌ها در قالب رسانه‌های زرد چنین موضوعاتی را با جزئیات مطرح می‌کنند باید بدانند که این رویکرد به صلاح جامعه نیست و یک هراس اجتماعی ایجاد می‌کند.

چلک ادامه داد: به دنبال رسانه‌ای شدن حادثه آتنا شاهد جریحه دار شدن عواطف عمومی بودیم که البته ابراز احساسات نباید با خشم و رفتارهای خشونت آمیز همراه شود به طوریکه شاهد بودیم برخی از افراد به خانه فرد متجاوز و خانواده وی حمله کرده بودند.

وی افزود: به هر حال باید بپذیریم که آن فرد دارای فرزند و همسر و مادر است و آنها گناهی ندارند و نباید با چنین رفتارهایی احساس شرمندگی را در آنها افزایش دهیم تا جایی که آنها دیگر نتوانند در آن شهر زندگی کنند. باید اجازه دهیم قانون و قانونگذار در این حوزه تصمیم گیری کنند. البته قانونگذار نیز باید با سرعت و شفافیت و با توجه به اقتضای پرونده در این زمینه تصمیم بگیرد.

چلک ضمن تاکید بر اینکه باید تابوهای آموزش سلامت و بلوغ جنسی در جامعه شکسته شود گفت: با نگفتن و پنهان کردن و عدم ارائه اطلاعات به افراد نمی‌توانیم در جامعه سلامت جنسی داشته باشیم.

 

چند کودک را در اتاقی در بسته تنها نگذاریم

دستگاه‌هایی که می‌توانند خودمراقبتی را آموزش دهند

 

وی در ادامه به برخی رویکردهای تربیتی اشتباه از سوی خانواده‌ها اشاره کرد و گفت: در حال حاضر شاهد آن هستیم که چنانچه چند کودک در خانه‌ای در حال بازی کردن باشند خانواده‌ها آنها را در یک اتاق گذاشته و در را بر روی آنها می‌بندند در حالیکه منطق تربیت صحیح این نیست بلکه خانواده باید اجازه دهد کودکان در محیطی باز فعالیت کنند و سر و صداهای آنها را نیز تحمل کنند و هر چند یکبار نیز به محل بازی آنها سر بزنند.

رئیس انجمن مددکاری ایران با تاکید بر آنکه باید مراقبت از اعضای بدن را به کودکان خود آموزش دهیم اظهار کرد: باید به کودکان در این زمینه آموزش داده شود و به آنها گفته شود که چه کسی و در چه شرایطی می‌تواند حریم ممنوعه آنها را ببیند یا لمس کند.

چلک ادامه داد: باید فضای امنی را برای کودک ایجاد کنیم تا اگر توسط یکی از نزدیکان مورد آزار جنسی قرار گرفت به راحتی مسئله را به والدین خود اطلاع دهد.در راستای کاهش آسیب‌های اینچنینی بهزیستی ، آموزش و پرورش، سازمان تبلیغات اسلامی، صدا و سیما و رسانه‌ها نیز می‌توانند بسیار موثر عمل کرده و در ارائه آموزش‌های خود مراقبتی فعالیت کنند.

رئیس انجمن مددکاری ایران همچنین در خصوص آنکه برخی حجاب نامناسب آتنا را علت بروز چنین حادثه‌ای می‌دانند گفت: کودکان کمتر از شش سال کودکان غیر ممیزه هستند و با طرح مسائلی مبنی بر آنکه عدم رعایت حجاب از سوی این کودک باعث وقوع چنین حادثه‌ای شده است موافق نیستم، زیرا معتقدم باید نوع نگاهمان را در این حوزه تغییر دهیم و بپذیریم فرد متجاوز به آتنا اختلال روانی داشته و سابقه دار نیز بوده است.

 

 

کلمات کليدی: خودمراقبتی، سیدحسن موسوی چلک،به کودکان،درکشور تابو

[ad_2]

لینک منبع

خوشبختی خود را به دیگران گره نزنید

[ad_1]

خوشبختی خود را به دیگران گره نزنید

در دنیای پر هیاهوی امروز خوشبختی گمشده بسیاری از افراد است؛ شاید شما هم بسیاری از انسان ها را دیده باشید که با وجود برخورداری از امکانات زیاد باز هم از زندگی خود ناراضی بوده و احساس خوشبختی نمی‌کنند؛در این مطلب به عواملی اشاره می‌کنیم که سبب می‌شوند احساس خوشبختی را در زندگی تجربه نکنیم.

خوشبختی به چه عواملی بستگی دارد؟

به گزارش ميگنا لاله شهیدی دکترای روان شناسی عمومی و مشاور نوجوان و خانواده در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران اظهار کرد: خوشبختی در زمینه روان شناسی مثبت نگر مطرح شده است. افرادی احساس خوشبختی می‌کنند که در مقیاس های آرامش ذهنی یا رضایت از زندگی نمره بالاتری در مقایسه با دیگران می‌گیرند.

وی بیان کرد: آرامش ذهنی بالا با حمایت اجتماعی، روابط مثبت با دیگران، نگرش مثبت، فعالیت جسمانی، عضو گروه اقلیت نبودن (اشخاصی که عضو گروه اقلیت هستند، تبعیض را در زندگی تجربه می‌کنند) و زندگی در جامعه فردگرایی که از لحاظ اقتصادی پیشرفته است ارتباط مستقیم دارد.

توجه به داشته های دیگران یکی از مسائلی است که آرامش ذهنی افراد را از بین می‌برد.وقتی ما تنها داشته های دیگران را می‌بینیم و توجهی به داشته هایمان نداریم، بنابراین نسبت وضعیت موجود خود راضی نیستیم و در نتیجه احساس خوشبختی نمی‌کنیم.

خوشبختی را با واحد‌های اشتباه نسنجید

شهیدی با بیان اینکه اگر میزان ترس از ناامیدی در مقایسه با تمایل به خوشبختی در افراد بیشتر باشد در نتیجه آن‌ها برای رسیدن به اهدافشان تلاش چندانی نمی‌کنند، افزود: برخی اشخاص خوشبختی را با واحد‌های اشتباه می‌سنجند. ما ابتدا باید ببینیم خوشبختی از نظرمان چه مفهومی دارد و چه دارایی‌هایی باید داشته تا انسانی خوشبخت باشیم.

توجه به اینکه خوشبختی چه فاکتور‌هایی دارد و کدام یک از این فاکتور‌ها در زندگیمان وجود دارد، ضروری است، زیرا پس از این بررسی متوجه می‌شویم که تعداد زیادی از عواملی که خوشبختی را تامین می‌کنند در زندگیمان یافت می‌شوند، ولی ما آن‌ها را نادیده می‌گیریم یا اینکه احساس خوشبختی را منوط به داشتن فاکتور‌های دیگری می‌دانیم.

خوشبختی خود را به دیگران گره نزنید

برخی افراد انتظار دارند که دیگران آن‌ها را خوشبخت کنند. برای مثال دختری که می‌خواهد ازدواج کند، این تصور را در ذهن خود دارد که بسیاری از خواسته هایش از طریق همسرش برآورده می‌شود و در صورتی که این امر محقق نشود احساس رضایت از زندگی نمی‌کند.

برخی اشخاص فکر می‌کنند که اگر الان احساس شادی و خوشبختی داشته باشند اتفاق ناگواری برای آن‌ها روی می‌دهد در حالیکه این تصور اشتباهی است. گروه دیگری از افراد هم تفکر منفی نسبت به توانایی هایشان یا عزت نفس پایینی دارند بنابراین آن‌ها نیز احساس خوشبختی نمی‌کنند.

در جستجوی معنا و مفهومی در ناراحتی هستیم. آن‌ها فکر می‌کنند که خداوند برای امتحان، آن‌ها را به این گرفتاری دچار کرده غافل از اینکه شاید عملکرد اشتباهشان باعث چنین وضعیتی شده باشد.

گاهی نیز این باور نادرست را داریم که خوشبختی یک جستجوی خودخواهانه است. در حالیکه خوشبختی حق همه انسان‌ها بوده و باید برای به دست آوردن آن تلاش کنیم.

برخی افراد نیز انتظارات غیر واقع بینانه از خودشان دارند و به دلیل اینکه این خواسته‌ها از طرف خودشان برآورده نمی‌شوند احساس نارضایتی می‌کنند.

بد نبودن را با خوب بودن اشتباه نگیرید

وقتی تلاش می‌کنیم که افکار، اعمال و باور‌های ما در مورد خودمان و دیگران منفی نباشد این امر ما را به سوی کمال‌گرایی سوق می‌دهد و به دلیل اینکه نمی‌توانیم در تمامی امور زندگی خوب باشیم بنابراین احساس ناخشنودی می‌کنیم.

گاهی نیز می‌خواهیم وضعیت رقت باری را از خودمان نشان دهیم تا دیگران به ما ترحم کنند. این افراد مهرطلب بوده و طوری رفتار می‌کنند که انگار خوشبخت نیستند.

استقلال، شایستگی، ارتباط اجتماعی و عزت نفس از جمله عواملی هستند که به احساس خوشبختی کمک شایانی می‌کنند. احساس کارایی و کنترل درونی با رضایت از زندگی ارتباط مستقیمی دارند. وقتی توانایی کنار آمدن با زندگی را داشته باشیم خود را فردی خوشبخت می‌پنداریم. احساس کنترل داشتن بر امور زندگی نیز سبب می‌شود که شخص آرامش ذهنی داشته باشد.

شهيدي خودپذیری، تسلط بر محیط، خودمختاری (استقلال) را از دیگر فاکتور‌هایی دانست که در احساس خوشبختی دخالت دارند و تاکید کرد: خودپذیری به معنای ارزیابی مثبت زندگی خویش است. تسلط بر محیط عبارت است از توانایی حل و فصل کردن موثر چالش‌ها و مشکلات، استقلال نیز به احساس نیرومند خودگردانی اشاره دارد.

شهیدی یادآور شد: اعتماد، منبع کنترل درونی، ثبات هیجانی و عزت نفس با آرامش ذهنی همبستگی بالایی دارند. افرادی خوشبخت هستند که روان‌رنجور (زود رنج) نبوده، خوش‌بین و با اشتیاق هستند و هدف، سبک زندگی سالم و مشارکت اجتماعی بالایی دارند؛ بنابراین اینکه احساس خوشبختی نمی‌کنیم بستگی به نوع تفکر و باور ما دارد. خوشبختی یک احساس درونی خوب و مرکز احساسات و عواطف در مغز انسان است. افکار مثبت احساس خوب و نظام فکری بد، احساس ناخوشایند را در فرد منجر می‌شوند.

گزارش از پگاه آقایی- باشگاه خبرنگاران

 

کلمات کليدی: احساس خوشبختی ، حمایت اجتماعی ، نگرش مثبت ، استقلال ، شایستگی ، افراد مهرطلب ، ارتباط اجتماعی،خوشبختی،لاله شهیدی دکترای روان شناسی عمومی

[ad_2]

لینک منبع

فرهاد رهبر به عنوان رئیس دانشگاه آزاد معرفی شد

[ad_1]

فرهاد رهبر به عنوان رئیس دانشگاه آزاد معرفی شد

با اتفاق آرا اعضای هیات امنا دانشگاه آزاد دكتر فرهاد رهبر به عنوان رئیس پیشنهادی دانشگاه آزاد به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی شد. وی به عنوان سرپرست دانشگاه آزاد نیز فعالیت می کند.

فرهاد رهبر عضو هیات علمی دانشگاه تهران و استاد رشته اقتصاد بین رشته ای است و از ۱۷ بهمن ۸۶ تا ۲۹ بهمن ۹۲ به عنوان رئیس این دانشگاه مشغول به فعالیت بود.
وی مدارک کارشناسی، ارشد و دکتری خود در رشته کارشناسی اقتصاد نظری را از دانشگاه تهران دریافت کرده است.

وی پیش از این به عنوان ریاست سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور نیز فعالیت کرده است.

 

گفتني است جلسه معارفه دکتر فرهاد رهبر، سرپرست جدید دانشگاه آزاد و تقدیر از فعالیت‌های علی‌محمد نوریان سرپرست سابق این دانشگاه روز شنبه ۳۱ تیر برگزار می‌شود.

دکتر فرهاد رهبر که در کارنامه خود ریاست بزرگترین دانشگاه دولتی کشور را دارد، ظهر امروز با رای مثبت اعضای هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان رئیس پیشنهادی این دانشگاه به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی شد.

به گزارش آنا، فرهاد رهبر همه مقاطع تحصیلی خود را از کارشناسی تا دکتری در دانشگاه تهران و در رشته اقتصاد نظری به اتمام رسانده است. او دارای بیش از 40 مقاله علمی به زبان فارسی و بیش از 16 مقاله علمی پژوهشی بین‌المللی است.

وی همچنین راهنمایی بیش از 60 عنوان پایان‌نامه و رساله دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی را بر عهده داشته است. رهبر پدیدآورنده رساله دکتری با موضوع «نحوه مصرف درآمدهای نفتی» است. او پنج سال پس از عضویت در هیات‌علمی دانشگاه تهران، عهده‎دار ریاست دانشکده وزارت اطلاعات شد و یک‌سال در این سمت فعالیت کرد. او همچنین پیشتر، از سال 59 تا 62 در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی فعالیت داشت و از سال 84 تا 85 به عنوان معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور فعالیت کرده است.

رهبر به مدت چهار سال عضو هیات امنای مرکز مطالعات و همکاری‌های علمی بین‌المللی بوده و از سال 86 تا 89 ریاست بزرگترین دانشگاه دولتی کشور (دانشگاه تهران) را بر عهده داشته است. او از بهمن‌ ۸۶ از سوی محمدمهدی زاهدی به ریاست دانشگاه تهران منصوب شد. سپس حکم او به تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و عنوان سی‌ویکمین رئیس دانشگاه تهران را از آن خود کرد.
رهبر که تا ۲۹ بهمن ۹۲ عهده‌دار ریاست دانشگاه تهران بود پس از 6 سال ریاست به‌عنوان رکورددار ثبات مدیریت در دانشگاه تهران شناخته شد.
او همچنین مسئولیت‌های اجرایی زیادی هم داشته به طوری که عضویت در هیات امنای سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، عضویت کمیته ملی آموزش عالی وابسته به کمیسیون یونسکو، عضویت در کمیته هماهنگی شورای گسترش آموزش عالی (خاص دانشگاه پیام‌نور) و عضویت در هیات علمی و صاحب‌نظر دانشگاهی در شورای سیاست‌گذاری و نظارت راهبردی پژوهش و فناوری در صنعت نفت بخشی از مسئولیت‌های اجرایی ایشان است.
وی همچنین در سال 95 به عنوان مشاور اقتصادی و دبیر کارگروه اقتصادی آستان قدس رضوی منصوب شد.

شرح سوابق علمی و پژوهشی دکتر فرهاد رهبر را می‌توانید از اینجا مطالعه کنید.

کلمات کليدی: فرهاد رهبر،رئیس دانشگاه آزاد،حکم انتصاب دانشگاه آزاد اسلامی فرهاد رهبر

[ad_2]

لینک منبع