توهم سرطان، خطرناک تر از خودِ سرطان!

[ad_1]

توهم سرطان، خطرناک تر از خودِ سرطان!

ترس از سرطان شاید به این دلیل باشد که با وجود پیشرفت علم پزشکی. مهار و کنترل سرطان هنوز کار سختی است. همین قضیه می تواند ترس و بعد توهم ابتلا به آن را به وجود بیاورد. توهم بیماری در علم روان شناسی زیر گروه بیماری «خودبیمارگونه» یا «بیمار انگاری» به حساب می آید و بیشتر برای کسانی پیش می آید که فکر می کنند بیمارند ولی علائم بالینی، نشانه ها و نظر پزشکان خلاف این هاست با این حال اما فرد مبتلا خود را بیمار می داند و به فکر درمان است.

اگر شما هم از این دسته هستید و فکر می کنید سرطان دارید و گوشتان هم به حرف پزشکان بدهکار نیست، این مطلب را از دست ندهید.

 

نشانه های وجود توهم سرطان چیست؟

حمله خرچنگی

خرچنگ نماد سرطان است. دیدن یک خرچنگ که به طرف شما می آید، نشانه بروز توهم سرطان نیست. توهم سرطان بیشتر یک بیماری رفتاری است و با انجام بعضی رفتارها و اعمال بروز می کند. پس اگر این نشانه ها را دارید، به فکر درمان بیفتید.

چکاپ های پی در پی: اگر از صبح تا شب، تمام وقت خود را در بیمارستان و درمانگاه به سر می برید. اگر هر روز پشت در مطب یکی از متخصصان در انتظار نوبتتان هستید. اگر بیش از آنچه روتین است، آزمایش می دهید. اگر به حرف های پزشکتان بی اعتمادید و هر روز پزشکتان را عوض می کنید. اگر با وجود نرمال بودن همه آزمایش هایتان مدام آن ها را تکرار می کنید، اگر در کانال های تلگرامی مدام به دنبال نشانه های سرطان می گردید. اگر گزینه اول سرچتان در اینترنت مشخصات انواع سرطان هاست، بدانید که به بیماری توهم سرطان مبتلا شده اید.

چگونه نرمال باشید: شش ماه یک بار دوره زمانی مناسب برای انجام آزمایش های روتین است، مگر این که مثلا در آزمایش یا سونوگرافی تان به طور خاص زمان دیگری را ذکر کرده باشند یا این که پزشک معالجتان خواسته باشد، دوره آزمایش شما را به دوره دیگری تغییر دهید که البته این ها به طور خاص نشانه بروز بیماری نیست بلکه نشانه انجام بررسی های بیشتر است، پس نگران نباشید.

حساسیت بیش از اندازه: درد ناحیه پشت سرتان ممکن است از خستگی و بی خوابی شب قبل باشد، علائم تومور مغزی و سرطان فقط درد در این نواحی نیست. تاری دید، تهوع، حواس پرتی، سرگیجه و اختلاف رفتاری از دیگر علائم سرطان هستند. اگر انگشتتان گزگز می کند، شاید به خاطر خواب رفتگی باشد، با یک بار بروز یک عارضه شما به سرطان مبتلا نمی شوید. حساسیت بیش از اندازه در علائم رفتاری بدنتان هم اطرافیانتان را به دردسر می اندازد و هم شما را به یک توهمی تبدیل می کند.

چگونه نرمال باشید: تقریبا همه سرطان ها علائم مشخصی دارند که با هم بروز می کنند، البته یا کمتر یا بیشتر و برای هر فردی هم تقریبا یکسان نیست؛ مثلا سرطان ریه، با درد، سرفه های شدید و حتی سرفه های خونی و تنگی نفس همراه است. پس اگر نشانه غیرمنتظره ای دیدی، به جای حساسیت بیش از اندازه کمی تامل و درباره آن تحقیق کنید.

بزرگ نمایی:  از کاه کوه ساختن، نشانه دیگری است که به توهم سرطان دچار شده اید. طبق نظر روان شناسان، کسانی که به توهم سرطان مبتلا می شوند، ادراک درستی از واقعیت بیماری سرطان ندارند. شما معتقدید که سرطان در کل خطرناک است، در صورتی که هر نوع سرطان گریدها و درجه های مختلفی دارد. کما این که بعضی از سرطان ها قابل کنترل و درمان هستند. درواقع سرطان را یک غول بی شاخ و دم غیرقابل کنترل می دانید که قرار است تمام کنترل زندگی تان را به دست بگیرد.

روان شناسان اعتقاد دارند که متوهم ها خطای شناختی دارند. آن ها یک نشانه کوچک را به یک فاجعه تبدیل می کنند، درواقع شما با یک ذره بین بزرگ نما آنچه که ممکن است مهم نباشد، مهم می کنید.

چگونه نرمال باشید: تمرکز کنید و علائم واقعی تان را با پزشک در میان بگذارید. شما با بزرگ نمایی و بزرگ کردن بیماری تان به خود کمک نمی کنید بلکه با آن تعریفی که از درد و بیماری تان دارید، مسیر درمانی تان را هم تغییر می دهید.

توهم سرطان چرا به وجود می آید؟

توهم زایی

چه چیزی باعث می شود توهم به سراغتان بیاید. مشخصا برای هر بیماری، پیش زمینه ای وجود دارد. اگر این پیش زمینه ها را دارید، به فکر حذفشان باشید وگرنه به دردسر می افتید.

دانش بیش از اندازه: مطلع بودن خوب است اما داشتن اطلاعات بیش از اندازه از سرطان ممکن است کار دستتان بدهد. بیماری سرطان، علائم بروز و نشانه های آن، همگی بحث های تخصصی و علمی پزشکی هستند، خیلی از مسائل مربوط به سرطان را نمی توان در روزنامه ها، مجله ها یا فضای مجازی پیدا کرد، پس به جای این که وقتتان را صرف خواندن مقاله های تقسیم سلولی و تومورشناختی بکنید، ذهنتان را آرام کنید و مسائل را به متخصصانی که 12 سال درس خوانده اند، بسپارید.

تجربیات بد: تصورش را بکنید که یک از اعضای خانواده یا یکی از دوستانتان، به بیماری سرطان مبتلا شده باشد و شما از نزدیک تمام مراحل درمان، رشد بیماری و تمامی مشکلاتی را که او تحمل کرده است، دیده اید، همه این ها خاطره بدی را در ذهن شما به جا خواهدگذاشت. طبق نظر روان شناسان، کسانی که از نزدیک با بیماری اطرافیانشان  رو به رو بوده اند، بیشتر در معرض خطر هستند، در فکر آن ها یک تصور و باور بنیادین به وجود می آید که سرطان خطرناک است و نمی شود با آن مقابله کرد. همین طرز فکر استعداد بروز توهم سرطان را به وجود می آورد. این مسئله می تواند در مواقعی حتی برای پرستاران و کارکنان بیمارستانی هم به وجود بیاید.

استرس: اگر دویدن مادر ورزش هاست، استرس هم مادر بیماری هاست. استرس آسیب پذیری شما درواقع استعداد بیماری ها را بیشتر می کند. استرس درواقع استعداد بیماری را هم بالا می برد. اگر در زندگی روزمره تان تحت تاثیر استرس هستید، خاطره بدی هم از سرطان دارید، هر کدام از این ها می تواند افکارتان را فعال کند و شما را به یک توهمی تبدیل کند.

چطور می توان توهم سرطان را درمان کرد؟

روان شناس را دریاب: بیماری توهم سرطان یک بیماری روان شناسی است. شما از یک خطای ادراکی برخوردارید و با این خطای شناختی نمی توانید به خودتان کمک کنید. توهم سرطان جزء مشکلات اضطرابی است و نمی شود راهکارهایی در حد یک صفحه برای آن ارائه کرد. اگر با توجه به اطلاعات این مطلب به توهم بیماری گرفتارید بهترین کار این است که به متخصص روان شناسی در حوزه سلامت مراجعه کنید.

 

دارو: فکر نکنید که هر کسی که پایش به مرکز روان شناسی باز شد، قرار است با یک بغل قرص و داروی رنگارنگ از آن جا خارج شود. در این بیماری، دارو خط اول درمان نیست. بیماری متوهم ها فکری است، دارو می تواند گاهی در افکار اثر بگذارد ولی برای تغییرات اساسی در این افکار باید مداخلات روان شناسی انجام شود.

درمان مداخلاتی: روان شناسان اعتقاد دارند که تنها راه درمان بیماران توهم سرطان تغییر در طرز فکرشان است. این راه هم تنها به کمک تکنیک ها و ترفندهای روان شناسی انجام می شود؛ مثلا یکی از آن ها به کاربردن تکنیک احتمالات است. در این روش، روان شناس احتمال بیمار شدنتان را با این تکنیک بررسی می کند. با توجه به تکنیک و ترفندهای روان شناسی، روان شناس به شما کمک می کند تا در افکارتان تغییر دهید.

 

با تشکر از دکتر حمید پورشریفی، دانشیار روان شناسی سلامت و دکتر حسین شاکر، متخصص داخلی 

هفته نامه همشهری جوان/ لیلا شوقی

[ad_2]

لینک منبع

اضطراب منتشره چیست و از کجا می آید؟

[ad_1]

اضطراب منتشره چیست و از کجا می آید؟

همه ما گاهی مضطرب می شویم و این اضطراب کمک مان می کند از مخمصه ها بیرون بیاییم. اما اضطرابی که گاهی ناجی مان می شود، می تواند بلای جانمان هم باشد. آدم هایی که به «اضطراب منتشره» دچار هستند، آن قدر درگیر می شوند که منطقی فکر کردن برای شان دشوار می شود. آنها همیشه نگرانند. وقتی همسرشان تلفن را جواب نمی دهد، فکر می کنند جانش را از دست داده.

عاطفه کیانی نژاد، روانشناس به شما می گوید که این اختلال از کجا می آید و در برخورد با آن چه باید بکنید.

بلا در کمین است
فکری که همیشه با مبتلایان به این اضطراب همراه است، این است که «اگر من دچار یک مشکل شوم، نمی توانم از پسش بربیایم.» این آدم ها نه تنها نگران آسیب دیدن خودشان هستند، بلکه از آسیبی که تصور می کنند قرار است به دیگران هم برسد، می ترسند و گاهی حتی با این ترس، زندگی خودشان و نزدیکان شان را مختل می کنند.

 

انسان سالم وقتی به اتفاق بدی فکر می کند، به بعد از آن هم فکر می کند.برای مثال، وقتی نگران خیانت همسرش می شود، به جای این که مدام تکرار کند «نکند به من خیانت کند!» به اتفاق فکر می کند و با خود می گوید، اگر شواهدی که امروز می بینم، در آینده بی وفایی همسرم را به من ثابت کرد، من این واکنش خاص را نشان می دهم و این تصمیم خاص را برای زندگی ام می گیرم، در حالی که افراد مبتلا به اضطراب منتشره به بعد فکر نمی کنند و دنبال راهی برای بیرون آمدن از مخمصه ای که تصور می کنند پیش رویشان است هم نمی گردند. آنها تنها بحران خیالی را که ساخته اند، در ذهن شان تکرار می کنند و فقط با فکر کردن به همان اتفاق ناخوشایند فرضی خودشان را آزار می دهند.

به تو شک ندارم؛ ولی می ترسم

کسانی که به اضطراب منتشره دچارند، مدام دیگران را چک می کنند. اگر این افراد با کسی تماس بگیرند و پاسخی دریافت نکنند، به شدت با افکار منفی درگیر می شوند و برای بیرون آمدن از این حال، آن قدر شماره را می گیرند و زنگ می زنند که بالاخره پاسخی دریافت کنند. شاید تصور کنید که چنین فردی کنترلگر و متعصب است اما واقعیت این است که ترس های غیر منطقی و غیر قابل توجیه او باعث می شود رفتارهای کنترلگرانه را به نمایش بگذارد.

دنبال همدست می گردند

گاهی آدم های مضطرب برای کم کردن اضطراب شان، دیگران را با خود همدست می کنند. خانمی که مدام به شوهرش می گوید نکند دیر برسیم، باعث می شود که حتی در صورت منطقی نبودن این ترس، همسرش بیشتر عجله کند و به اضطراب دچار شود. اگر با چنین فردی زندگی می کنید، مراقب باشید که ویروسی نشوید.

 

یادتان نرود که اضطراب واگیردار است و اگر مراقب نباشید، دامان شما را هم می گیرد. در عین حال که می خواهید او را از همیشه مضطرب بودن نجات دهید، باید حواس تان با خودتان هم باشد و مراقب کوچک ترین نشانه های مضطرب شدن در خودتان باشید. این آدم ها همیشه بدترین فکرها را می کنند و گاهی اطرافیان شان را هم در این افکار شریک می کنند.

 

نگران همه چیز هستند
حتی انجام کارهای روزمره هم برای فردی که به اضطراب منتشره دچار شده، اضطراب آور است. او مدام با فکرهایی چون «نکند غذایم خراب شود!» و … درگیر است. جالب اینجاست که همیشه اتفاقی که آنها را مضطرب می کند، فاجعه آفرین نیست. یک فرد سالم می تواند بپذیرد که خراب شدن غذا مشکل خاص و جبران ناپذیری را ایجاد نمی کند، اما افرادی که دچار اضطراب منتشره هستند، نمی توانند به این ماجرا منطقی نگاه کنند و این واقعیت را که بحرانی که در ذهن شان ساخته اند، واقعا بحران نیست، بپذیرند.

این افراد به اشتباه فکر می کنند که با این اضطراب، می توانند وقایع را کنترل کنند. برای مثال، فردی که به اضطراب منتشره دچار است و به شدت نگران تصادف کردن است، این توجیه را بیان می کند که من با احتیاط کردن از جانم تا امروز محافظت کرده ام و اگر استرس را کنار بگذارم، جانم به خطر می افتد. آنها می ترسند با کنار گذاشتن اضطراب، در دام خطرهایی که در کمین شان نشسته بیفتند.

مددکار شوید

به فردی که دچار اضطراب منتشره است کمک کنید تا بپذیرد که همه اتفاق ها قابل کنترل شدن نیستند و حتی افرادی که با تمام توان شان، شرایط را در کنترل خود دارند هم ممکن است تصادف کنند یا در خیابان کیف شان دزدیده شود.

اگر آدم های مضطرب تا اندازه ای خودشان را به مسیر زندگی بسپارند، حال شان بهتر می شود؛ اما نباید از یاد ببرید که این اتفاق همیشه تحت کنترل شان نیست و گاهی بدون کمک متخصصان از پس آزاد کردن فکرشان و سر سپردن به جریان زندگی بر نمی آیند. پس در این صورت به آنها برای پیدا کردن یک روانشناس کارآزموده و شرکت کردن در جلسات درمان کمک کنید.

 

درست است که این مشکل حاد جز با کمک درمانگران از بین نمی رود اما شما می توانید برای حل این مشکل کمک های فراوانی بکنید. باید باور کنید که شخص مضطرب خودش وضعیتش را انتخاب نکرده و از داشتن این وضع لذت نمی برد. با برجسته کردن این ویژگی او را آزار ندهید.

*ماهنامه همشهری تندرستی

[ad_2]

لینک منبع

نشخوار فکری و هيجان

[ad_1]

نشخوار فکری و هيجان

به گزارش ميگنا نشخوار­فکری به معنی فکر کردن در مورد چیزی تاحدی است که برای فرد دردناک و آزار دهنده شود. مانند اجتناب هیجانی، هدف از نشخوار­فکری کاهش پریشانی هیجانی است. به طور متناقض نشخوار، شما را در بالاترین سطح موج هیجانی نگه می­دارد.

اما چگونه: توسط قضاوت در مورد افکار با تمرکز بر خود و دیگران.
زمانی که خود را قضاوت می­کنید، امید این است که نقایص و یا اشتباهاتتان را برطرف کنید اما نتیجه واقعی این است که احساس عمیق­ تر نقص و افسردگی مزمن را تجربه خواهید کرد. قضاوت دیگران نیز به شما احساس نقص و ناامیدی می­دهد و نتیجه اش خشم مزمن و روابط مختل خواهد بود .

پیش­ بینی افکار به نوعی امید به نمایان شدن آینده را ایجاد می کند و پیش­ بینی فاجعه آمیز می­ تواند به شما امید بدهد که می­توانید برنامه­ ریزی کرده و از وقوع اتفاق بد جلوگیری کند. و این حالت می­ تواند اضطراب ایجاد کند و علت این است که پیش ­بینی فاجعه ­آمیز احساس اضطراب را به ­وجود می ­آورد. توضیح افکار این امید را در فرد به وجود می­ آورد که می ­تواند تجارب دردناک را کنترل کند.
این افکار در صدد پاسخ به این سؤال است که چرا این اتفاق افتاده است؛ اگر بتواند علت رفتارهای دردآور را پیدا کند می­ تواند آن را مدیریت کرده و از وقوع آن جلوگیری کند. اما سؤال چرا هیچ جوابی ندارد و معمولاً منجر به درماندگی می­ شود و یا علت یک نقص شخصی است یعنی تقصیر خودتان بود که این اتفاق تلخ افتاد و همین موضوع باعث تشدید هیجان می ­شود.

نشخوار علی­رغم امید شما برای کامل کردن، پاسخ دادن و کنترل کردن، موجب درد هیجانی می­شود و شما را در بالاترین سطح موج هیجانی درحالتی شدید از اضطراب، غم و خشم مزمن نگه می­دارد .
به زودی خواهید آموخت که چگونه افکارتان را بر چسب بزنید و اجازه بدهید بیایند و بروند .

آگاهی هیجانی
هیجانات چه هستند ؟

هیجانات نشانه هایی هستند که به شما کمک می کنند که به افکاری که در مغزتان اتفاق می افتد پاسخ دهید. مغز انتقال دهنده های زیست شیمیایی ای تولید می کند که این انتقال دهنده ها سبب ایجاد هیجانات در ما می شوند، این هیجانات مارا تشویق می کنند که دست به انتخاب بزنیم . به طور مثال هیجانی که به عنوان اضطراب می شناسیم به ما کمک می کند تا از خطر اجتناب کنیم.

خشم به ما کمک میکند که در زمانی که احساس می کنیم مورد تهدید قرار گرفته ایم واکنش دفاعی نشان دهیم. غم به ما کمک می کند که در زمان فقدان و مشکلات راهکار کناره گیری را برگزینیم . از زمان تولد مغز شگفت انگیز ما تکامل یافته تا ما را از آسیب مصون نگه داشته و سبب شود که زنده بمانیم. این به این معنی است که در هر زمان مغز ما احساس کند که با خطری که آسایش مان را تهدید می کند مواجه هستیم، هر کاری که می تواند برای ارسال پیام هیجانی که به ما انگیزه دهد از خودمان محافظت کنیم، انجام می دهد.
ممکن است پاسخ هایی با نام تسلیم، فرار، و حمله را شنیده باشید. هر یک از این سه، پاسخ های متداول به هیجانات شدید هستند. گرچه این سیستم هیجانی برای زنده ماندن و نجات بشر در طول تاریخ سازگارانه بوده است، اما در موقعیت هایی که خطر مرگ وجود ندارد، سازگارانه نیست. زیرا در طول زمان ممکن است درمغز ما یک سوگیری ضمنی منفی به وجود آید که سبب شود محیط اطرافمان را به صورت منفی ببینیم و همین موضوع، باعث ایجاد اضطراب در شرایطی که موقعیت ها اصلا تهدید کننده نیست می گردد؛ به این صورت که حتی زمانی که تهدید فوری وجود ندارد بدن ما ممکن است منقبض شود و حالت حمله به خود بگیرد و ذهن ما بر روی آن چیزی که احتمالاً ممکن است به ما آسیب برساند، تمرکز کند.
زمانی که این اتفاق می افتد، ترس دیگر برای زنده ماندن ما مفید نیست . در چنین حالتی ما زمانمان و انرژی مان را به جای این که به زندگی کردن اختصاص دهیم برای دفاع کردن صرف می کنیم. درمان کارآمدی هیجانی می تواند به ما کمک کند که به هیجاناتی که با مرگ و زندگی در ارتباط نیستند به طور مؤثر و کارآمد پاسخ دهیم .

چهار جزء وجود دارد که تجربه شما از هیجان را شکل می دهد:
افکار: افکار شامل آن چیزی است که به آن فکر می کنید و از ذهنتان می گذرد. مثلاً: هیچ وقت کاری را به درستی انجام نداده ام .

احساسات: احساسات برچسب ها و تفاسیری هستند که به هیجاناتمان می دهیم . مثل: غم، ناکامی، لذت و غیره.

حس های بدنی: آن چیزی هستند که شما در بدنتان احساس می کنید. مثل احساس تنش در عضلات که به هنگام اضطراب تجربه می کنید.

تمایلات رفتاری: امیال تکانه ای انجام یا عدم انجام چیزی هستند. مثل میل به کناره گیری یا ترک. اجازه بدهید در خصوص مؤلفه های هیجان یک مثال بزنم، اگر اتفاق خیلی خوبی در حال افتادن است ممکن است در فکرتان بگذرد که اتفاقات خوبی در انتظارتان است .
احساس هیجانی زدگی بکنید. حس بدنی تان این باشد که سرشار از انرژی هستید و تمایل رفتاری تان این باشد که با دیگران معاشرت کنید .
دانلود متن كامل مقاله : اينجــــا (درمان كارآمدي هيجان)


مترجم: ماندانا شعبان (طرحواره درمانگر)

تلفن مشاوره حضوری : 02144056338
(تهران-صادقیه-بلوار آیت اله کاشانی)

کلمات کليدی: نشخوار فکری،هيجان،درمان کارآمدی هیجان،ماندانا شعبان

[ad_2]

لینک منبع